Archive for وسواس ودرمان ان

متوقف کردن افکار ناخواسته

By · دی ۱۳, ۱۳۸۹ · Filed in مقالات, وسواس ودرمان ان · No Comments »

ایست فکر چیست؟

ایست فکری:

* فرایندی است که در آن می توانید یک فکر آزاردهنده را متوقف کنید.

* فرایندی است که برای متوقف کردن افکاری که موجب اعمال آنی و اجباری می شود.

* فرایندی است که از طریق آن می توانید نیروی افکاری که موجب رفتارهای اعتیادی و عادتی می شود را از بین ببرید.

* جایگزین کردن یک فکر سالم بر فکری ناسالم است.

* عملی است که در آن پیوسته به افکار و اشاراتی سوق پیدا می کنید که الگوها و عادت های ناسالم را از بین می برد.

* توانایی ادامه ندادن به یک فکر، تصویر، نظر، ترس یا محرک آزاردهنده است که موجب رفتارهای ناسالم می شود.

* تمرین کردن برای استفاده از انرژی ذهنی به طریقی مثبت است.

* تکنیکی که برای کاهش تاثیرات منفی استرس، افکار احساسی ناسالم و ترس است.

* تکنیک کاهنده استرس است که تاثیرات فزاینده استرس و رویدادهای بحرانی را از بین می برد.

ایست فکر چطور عمل می کند؟

در ایست فکر می توانید یکی از موارد زیر یا ترکیبی از آنها را به کار گیرید:

* فکری را جایگزین فکری دیگر کنید. مثلاً فکر خوردن را با فکر ورزش کردن جایگزین کنید.

* هر زمان که یک فکر منفی و ناسالم به سراغتان می آید، کلمه “ایست” را به طور لفظی یا مجازی بشنوید. مثلاً وقتی میل به سیگار به سراغتان می آید، سریعاً “ایست” را می شنوید.

* می توانید یک فکر ناسالم و اعتیادزا را با یک الگوی سالم فکری جایگزین کنید.

* می توانید یک تصویر منفی و ناسالم را با یک تصویر ذهنی مثبت جایگزین کنید.

* ذهنتان را از آن فکر منفی یا ناسالم به چیزی دیگر منحرف کنید.

* ذهنتان را از هر نوع فکر ناسالم و غیرضروری که موجب بروز استرس یا رفتارهای ناسالم می شود پاک کنید.

چند نمونه تکنیک برای ایست فکر

جایگزین فکری: وقتی یک فکر ناخواسته وارد ذهنتان می شود، بلافاصله آن فکر را با یک فکر مثبت و منطقی جایگزین کنید.

فریاد “ایست”: وقتی افکارِ ناخواسته به سراغتان می آید، بلافاصله فریاد بکشید، “ایست”. این فریاد می تواند واقعاً شنیده شود یا فقط در ذهنتان باشد. به این فریاد ادامه دهید تا فکر منفی از بین برود.

جایگزین کردن یک الگوی فکری سالم: اگر به خاطر باورهای نادرست و غیرمنطقی عادت کرده اید غیرمنطقی فکر کنید، می توانید با مبارزه کردن به هرنوع فکری که به ذهنتان می رسد، یک الگوی فکری منطقی برای خود ایجاد کنید. هر بار که فکری به ذهنتان می رسد از خود بپرسید، آیا این فکر منطقی است؟ اگر نیست، کجای آن غیرمنطقی است؟ چه جایگزین منطقی می تواند داشته باشد؟

جایگزین کردن تصاویر ذهنی: اگر عادت دارید تصاویر منفی به ذهن خود راه دهید، می توانید این تصاویر منفی را با تصاویر مثبت و سالم جایگزین کنید.

جایگزین های آزارنده: اگر عادت دارید یک رفتار ناسالم را قابل قبول فرض کنید، بلافاصله این تصاویر قابل قبول را با تصاویر صادقانه تر مثل فکر الکل، موادمخدر، غذاهای پرچرب و از این قبیل جایگرین کنید که می توان آنها را با کلماتی مثل “سم”، “بیمار”، “تهوع آور”، “کشنده” جایگزین کرد.

تفکرات غیرمنطقی که اجازه نمی دهد ایست فکری درست عمل کند:

* فقط فکر کردن درمورد آن اشکالی ندارد، من که کاری نمی کنم.

* فکر کردن درمورد آن چه ضرری می تواند برایم داشته باشد؟

* اگر فقط یک ذره درمورد آن فکر کنم هیچکس نمی فهمد.

* من خیلی خودم را سرکوب کرده ام، چه می شود اگر هر از گاهی به آن فکر کنم؟

* تو نمی توانی من را مجبور کنی که به آن فکر هم نکنم.

*قبل از اینکه آنطور رفتار کنم هیچوقت درمورد آن فکر نمی کردم، چه اشکالی دارد حالا درموردش فکر کنم؟

* مقابله با این افکار یک جنگ واقعی است. امشب بی خیال می شوم و از فردا باز شروع می کنم.

* اگر به آن فکر کنم چه فرقی می کند؟

* خیلی احمقانه است که افکارم را کنترل کنم که به آن فکر نکنم.

* این مثل شستشوی مغزی است و به نظرم شستشوی مغزی چیز خوبی نیست.

* برای اینکار وقت ندارم.

* این هم یکی دیگر از آن آزمایش های روانشناسی است و امتحان کردن آن خیلی احمقانه است.

رهنمودهایی برای ایست فکری:

۱) از تکنیک ها و تمرین های ریلکسیشن و تنفس عمیق برای ریلکس کردن خود استفاده کنید. خیلی مهم است که برای متوقف کردن یک فکر راحت و ریلکس باشید.

۲) کلمه “ایست” را با فواصل۱، ۲ و ۳ دقیقه ای روی یک نوار ۳۰ دقیقه ای ضبط کنید. از آن نوار در حالت کاملاً ریلکس استفاده کنید، ذهنتان را مشغول آن فکر منفی کنید و هربار که “ایست” را می شنوید، دست از آن فکر بردارید. دوباره به آن فکر برگردید و فقط زمانی از فکر کردن به آن دست بردارید که کلمه “ایست” را می شنوید. به مدت دو هفته هرشب۳۰ دقیقه اینکار را تکرار کنید تا به جایی برسید که حتی بدون شنیدن “ایست” هم بتوانید فکر را متوقف کنید.

۳) وقتی توانستید بااستفاده از نوار “ایست” فکرتان را دستگیر کنید، آماده اید که با فریاد کشیدن “ایست” آن را متوقف کنید. ۳۰ دقیقه ذهنتان را مشغول آن فکر منفی کنید و برای قطع کردن آن فکر فریاد بکشید “ایست”. وقتی فکر را دستگیر کردید، بعد از مدتی دوباره به آن فکر برگردید و باز فریاد بکشید “ایست”. به مدت دو هفته هر شب ۳۰ دقیقه اینکار را تکرار کنید تا جاییکه دیگر بتوانید مداوماً با فریاد کشیدن “ایست” آن فکر را متوقف کنید.

۴) وقتی یاد گرفتید با فریاد کشیدن “ایست” فکرتان را متوقف کنید، آماده اید که فکرتان را آموزش دهید که با زمزمه کردن “ایست” متوقف شود. به مدت ۳۰ دقیقه ذهنتان را مشغول فکر منفی کنید اما اینبار برای متوقف کردن آن “ایست” را آرام نجوا کنید. اینکار را به مدت دو هفته هرشب ۳۰ دقیقه تکرار کنید تاجاییکه بتوانید مداوماً با زمزمه کردن “ایست” فکرتان را متوقف کنید.

۵) وقتی به ذهنتان آموزش دادید که با زمزمه کردن “ایست” متوقف شود، آماده اید که با فکر کردن به کلمه “ایست” ذهنتان را متوقف کنید. ۳۰ دقیقه ذهنتان را مشغول آن فکر منفی کنید، اما اینبار برای متوقف کردن آن فقط به کلمه “ایست” فکر کنید. به مدت دو هفته هر شب ۳۰ دقیقه این کار را تکرار کنید تاجاییکه بتوانید مداوماً با فکر کردن به کلمه “ایست” آن فکر منفی را متوقف کنید.

۶) تکنیک نوار ضبط کردن، فریاد کشیدن، زمزمه کردن یا فکر کردن به “ایست” در قطع فکر کردن به افکار منفی و ناخواسته بسیار موثر هستند. با این روش ها می توانید به جایی برسید که حتی فکر کردن به کلمه “ایست” هم به خوبی عمل می کند. اما بهتر است از تکنیکی استفاده کنید که بیشتر با آن نتیجه می گیرید ومداوماً آن را تمین کنید. یادتان باشد که برای شروع کار حتماً باید کاملاً ریلکس باشید.

تست وسواس

دراین تست میخواهیم بدانیم وسوس دارید یانه ؟ ابتدا سئوال هارا بخوانید و بدون درنگ اولین جوابی که به ذهن تان آمد را با بله و یا خیر معین کنید … و تعدا جواب های مثبتتان را بشمرید ….

۱- آیامدت زیادی راصرف تنظیم کاغذها و یادداشت هایتان میکنید تا اگر روزی به آنها احتیاج داشتید دقیقا بدانید که کجاست؟

۲- اگر پیشامد غیرمنتظره ای مو جب هم خوردن برنامه ها و عادات روزانه بشود . ازاین بابت دلخور میشوید؟

۳- آیا نظم و نظافت همه چیز برایتان اهمیت دارد؟

۴- آیا قبل ارخواب کارهای شخصی خاصی انجام میدهید که درصورت تغیر برنامه خوابتان مختل شود ؟

۵- آیامعمولا پیش از آنکه در را به روی کسی بازکنید موها و لباستان را مرتب میکنید ؟

۶- آیا همیشه تمام قرارهای ملاقات و کارهایی را که باید انجام بدهید در دفتری مینویسید؟

۷- اگر احتیاج به چیزی داشته باشید آنرا از کسی قرض نمیکنید تا منت دیگران را نکشید ؟

۸- درصورتیکه خانه ای که درآن زندگی میکنید بهم ریخته و کثیف بشود ناراحت میشوید ؟

۹- آیا چیزهای بدرد نخور را برای روز مبادا نگه میدارید ؟

۱۰- آیا بیشتر اوقات کارها را خودتان انجام میدهید و آنرابه کسی واگذار نمیکنید چون میخواهید به نحو احسن انجام دهید ؟

۱۱- آیا همیشه مراقب هستید تا جزیی ترین بدهی ها را جبران کنید ؟

۱۲- آیا ازاینکه در اماکن عمومی به میکروب های سایرین الوده بشوید احساس ناراحتی زیادی مکنید؟

۱۳- آیا تمام پولهایی را که خرج میکنید به دقت حساب میکنید ؟

۱۴- اگر درخانه کس دیگری اقامت داشته باشید آیا تمامی راههای امنیتی را بررسی میکنید تا درصورت بروز حوادث
غیرمترقبه به آن متوسل شوید؟

۱۵- آیا نسبت به قفل کردن در پنجره یاخاموش کردن چراغ ها یا گاز وسواس بخرج میدهید ؟

۱۶- آیا بعضی عقاید خرافی را باور دارید و به آنها عمل میکنید؟

۱۷- آیا بعضی اوقات وقتی دست هایتان تمیز است نیاز به شستن آنها مییابید ؟

۱۸- آیا گاهی اوقات در ذهن تان آنقدر فکر و خیال هست که میخواهید آنها را متوقف کنید ؟

جواب تست

دراین تست اگر ۱۰ سئوال یا بیشتر جواب مثبت داده اید یعنی از وسواس رنج میبرید. هرچه میزان جواب های بله بیشتر
باشد یعنی شما فردی مراقب و با وجدان و منضبط جدی و مشکل پسند هستید و درصورت مشاهده بی نظمی و بی نظافتی درمحیط اطرافتان ناراحت و عصبانی میشوید.

در صورتی که تعداد جوابهای مثبت شما کمتر از ۱۰ باشد یعنی فردی راحت هستید و نیاز به نظم و انضباط درشما وجود ندارد.

اختلال وسواس فکری – عملی

By · شهریور ۳۰, ۱۳۸۹ · Filed in مقالات, وسواس ودرمان ان · ۱ Comment »

ملاک های تشخیصی اختلال وسواس فکری – عملی بر اساس DSM_IV
الف ).وجود وسواس فکری – عملی :

وسواس فکری به ۴صورت تعریف می شود.:

۱).افکار, تکانه ها, یاتصاویر ذهنی برگشت کننده وپایدار که درمقطعی از اختلال به شکلی مزاحم ونامناسب تجربه می شوند وباعث اضطراب یا ناراحتی قابل ملاحضه می شوند.

۲).این افکار تکانه ها یاتصاویر ذهنی صرفا نگرانی های مفرظ درباره زندگی واقعی نیست .

۳).شخص می کوشد این قبیل افکار تکانه ها ,یاتصاویر ذهنی رانادیده بگیردیا سرکوب کند , یاآن ها را بافکریاعملی دیگر خنثی نماید.

۴).شخص واقف است که افکار, تکانه ها , یاتصاویر ذهنی وسواس محصول ذهن او هستند .

وسواس عملی به۲صورت تعریف می شود:

۱)رفتارهای تکراری (مانندشستن دست , بازبینی, منظم کردن ) یااعمال ذهنی (مانند دعاکردن شمارش تکرار واژه ها به آرامی )

۲)رفتارها یااعمال ذهنی برای پیشگیری یا کاستن از پریشانی یا پیشگیری از یک رویداد یا موقعیت هولناک طراحی می شوند با اینحال رفتارها یا اعمال ذهنی یا به طریقی واقعگرایانه با آنچه قرار است خنثی یا پیشگیری شود ارتباط ندارد یابه طور آشکار افراطی هستند .

ب).در مرحله ای از سیر این اختلال شخص متوجه شده است که وسواس های فکری یا عملی او مفرط یا غیر منطقی است.

ج).وسواس های فکری یا عملی منجر به پریشانی قابل ملاحضه می شوند , وقت گیر هستند (بیش از یک ساعت در روز وقت گیر است) یابه طور محسوس با وظایف عادی , کارکرد شغلی (تحصیلی) یافعالیت های یا روابط اجتماعی عادی شخص تداخل می کند.

د).اگر یک اختلال دیگر از محور I وجود داشته باشد ,محتوای وسواس های فکری – عملی محدود به آن نمی شود ومانند اشتغال ذهنی با غذا در صورت وجود اختلال خوردن ,مو در صورت وجود وسواس موکنی ,نگرانی در مورد ظاهر در صورت وجود اختلال بد شکلی بدن ,اشتغال ذهنی با داروها در صورت وجود اختلال مصرف مواد ,اشتغال ذهنی در مورد داشتن یک بیماری جدی در صورت وجود خود بیمارانگاری ,اشتغال ذهنی با امیال یا تمایلات جنسی در صورت وجود ناهنجاری جنسی یا نشخوار ذهن گناه آلود در صورت وجود اختلال افسردگی عمده ) .

ه).این اختلال ناشی از اثرات فیزیولژیک مستقیم مواد یا یک بیماری جسمانی نیست . (راهنمای تشخیصی وآماری اختلالات روانی .۱۹۹۴)

شایع ترین وسواس های فکری :

: شایعترین وسواس های فکری عبارتند از افکار مکرر درباره آلودگی (مانند ,آلوده شدن در اثر دست دادن ) ,تردید های مکرر (مانند ,تردید در مورد اینکه آیا فرد عملی را انجام داده است یا نه ,مانند مجروح کردن یک فرد در حادثه ی رانندگی یا ترک خانه بدون قفل کردن درب ) ,لزوم قرار گرفتن اشیاء با یک نظم خاص (مانند ,پریشانی شدید در زمانی که اشیاء نامنظم یا نا متقارن می شوند ),تکانه های پرخاشگرانه یا زننده (مانند آسیب رساندن به کودک خود یا فحاشی در کلیسا و تصویر سازی ذهنی جنسی ( مانند تصور مکررصحنه ای شهوت انگیز . ( راهنمای تشخیصی وآماری اختلالات روانی .۱۹۹۴)

سبب شناسی وسواس فکری – عملی‌ :
۱-عوامل بیولژیک
۲-توارث
۳-عوامل روانی –اجتماغی
۱- عوامل بیولژیک :انواع ناهنجاری های بیولژیک در گروه های بیماران وسواسی – جبری گزارش داده شد است .اولا مشاهده شده که بیماران مبتلا به اختلال وسواسی جبری معمولا سابقه تولد تروماتیک داشتند, که نقش ضربه مغزی را در سبب شناسی این اختلال مطرح می سازد .همچنین مشاهده شده که بعضی از بیماران مبتلا به صرع لوپ تامپورال علائمی مشابه آنچه در اختلال وسواسی جبری ایدیوپاتیک دیده می شود دارند.دربیماران مبتلا به اختلال وسواس جبری نابهنجاری های غیر اختصاصی الکتروآنسفالوگرافیک بالاتر از دیگران است چنین فرض شده است که این ناهنجاری ها ممکن است بیشتر درنیمکره چب متمرکز باشد , فرضیه ای که بالاتر بودن میزان بروز چب دستی در این بیماران آن را تقویت می کند. مطالعات الکتروآنسفالوکرافی در. خواب ناهنجاری هایی مشابه آنچه در افسردگی دیده می شود نشان داده است , مثل کوتاه تر شدن دوره نهفتگی REM . (سادوک , پورافکاری , ۱۳۸۶ )

۲-توارث :مطالعات ژنتیک اختلال وسواسی –جبری به علت نادر بودن آن محدود بوده است .به نظر می رسد که حداقل در مواردی از این اختلال اساس ارثی وجود دارد.میزان بروز آن در بستگان درجه اول بیمار ۳تا ۷ درصد است. (سادوک , پورافکاری , ۱۳۸۶ )
۳-عوامل روانی –اجتماعی :اختلال وسواسی جبری نوع شدیدی از اختلال شخصیت جبری نیست . اکثریت بیماران مبتلا به اختلال وسواسی جبری علائم جبری پیش از بیماری ندارند .بنابراین چنین صفاتی برای پیدایش اختلال وسواسی جبری نه لازم ونه کافی است. (سادوک , پورافکاری , ۱۳۸۶ )

عوامل روان پویائی : فروید سه مکانیسم دفاعی عمده روانی عمده را توصیف می کند که تعیین کننده شکل وکیفیت علائم وسواس جبری وصفات شخصیتی آن است :جداسازی , ابطال, واکنش سازی .
جداسازی :یک مکانیسم دفاعی روانی است که شخص را از عواطف وتکانه های اضطراب انگیز حفظ می کند وقتی جداسازی روی می دهد عاطفه وتکانه از فکر جدا شده واز خود اگاه بیرون رانده می شود.

ابطال :این مکا نیسم به اقدامی جبری اطلاق می شود که به منظور پیشگیری یا باطل نمودن نتایج که بیماربه طور غیر منطقی از یک فکر یا تکانه وسواس ترساننده انتظار دارد صورت می گیرد.

واکنش سازی :هم جداسازی وهم ابطال مانورهای دفاعی هستند که در پیدایش علائم بالینی نقش اساسی دارند .در واکنش سازی بیشتر به الگوهای ظاهری رفتار و گرایش های هشیارانه ای اطلاق می شود که درست مخالف تکانه های اساسی آن ها است .برای شخص الگو این غالبا بسیار اغراق آمیز وگاهی کاملا نامتناسب جلوه می کند . (سادوک , پورافکاری , ۱۳۸۶ )

سیر یا دوره OCD

اگرچه اختلال وسواس فکری – عملی معمولا در نوجوانی یا اوایل بزرگسالی شروع می شود اما ممکن است در دوران کودکی نیز آغاز شود ( راهنمای تشخیصی وآماری اختلالات روانی .۱۹۹۴) امادر مطالعه ای که توسط برگ انجام شده بود نشان دا ده شده که در اکثر کودکان نشانه های OCD بدون درمان ناپدید می شود(استکتی ,توزنده جانی ,۱۳۷۷٫) وتحقیقات نشان داده است که متوسط سن شروع وسواس در مردان پایین تر از زنان است یعنی بین ۶ تا ۱۵ سالگی برای مردان وبین ۲۰ تا ۲۹ سالگی برای زنان ( راهنمای تشخیصی وآماری اختلالات روانی .۱۹۹۴) دراکثر موارد شروع این ااختلال تدریجی است ولی در بعضی موارد شروع حاد ناگهانی نیز ملاحضه شده است در حدود ۵۰ تا ۷۰ درصد موارد شروع علائم در پی یک اتفاقئ استرس آمیز مثل حاملگی مسائل جنسی یا مرگ یکی از نزدیکان روی می دهد .چون بسیاری از بیماران علائم خود را پنهان می کنند غالبا در مراجعه به روان پزشک ۵ تا ۱۰ سال تاخیر روی می دهد (سادوک , پورافکاری , ۱۳۸۶ ) طبق مطالعات در مانجویان ازدواج کرده دیرتر برای درمان مراجعه می کنند تا درمانجویان ازدواج نکرده. شاید روابط زنا شویی چتر حمایتی را برای این قبیل درمانجویان باشد (استکتی ،توزنده جانی ،۱۳۷۷)
تشخیص افتراقی OCD
1-خودبیمارانگاری: فکر وخیال درباره جسم وبدن ومراجعه مکرر به دکتر برای اطمینان یابی از سلامتی اش که در خودبیمار انگاری وجود دارد دقیقا مشابه ترس های وسواسی و تشریفات وسواس است .برخی درمانجویان مانند آن هایی که پیوسته خود را مبتلا به نوعی ناراحتی جسمی (مانند سرطان سینه ) تصور می کنند در مرز میان وسواس فکری و خودبیمار انگاری هستند .البته در خود بیمار انگاری تگرانی عمده فرد درباره مبتلا شدن به یک بیماری است ونه داشتن بیماری .

۲-بی اشتهایی وترس از چاق شدن :بی اشتهای وترس از چاق شدن وناراحتی حاصل از چنین ترس هایی کاملا شبیه وسواس فکری است .

۳- وسواس مو کنی :وسواس مو کنی نیز شبیه به OCDاست .باوجود این این اختلال موکنی ویژگی فکر وسواسی را ندارد وکشیدن مو معمولا خوشایند ورضایت بخش ( ۰تقویت کننده مثبت ) تجربه می شود تااین که تنها کاهش دهنده ناراحتی باشد آن طور که در OCD وجود دارد.

۳-اختلال های اضطرابی :اضطراب شایع ترین حالت خلقی در OCD است به طوری که مشخصه حداقل ۷۵ درصد درمانجویان است . از جمله اختلال های اضطرابی ,اختلال اضطراب فراگیر است که بر حسب نگرانی مفرط مشخص می شود ,اما این قبیل نگرانی ها برساس این واقعیت است که شخص آن را به صورت نگرانی مفرط در مورد اوضاع زندگی واقعی تجربه می کند از وسواس فکری تمییز داده می شود .برای مثال ,دلواپسی مفرط درباره اینکه فرد ممکن است شغلش را از دست بدهد,منجر به نگرانی خواهد شد نه وسواس فکری زیرا محتوای وسواس فکری شامل مسایل واقعی زندگی نیست .

۴-تیک ها وحرکات قالبی : تیک ها وحرکات قالبی باید از وسواس عملی تمییز داده شوند . تیک یک حرکت آواگری قالبی ناموزون ناگهانی سریع وبرگشت کننده است (مانند چشمک زدن, بیرون آوردن زبان , صاف کردن گلو).حرکت کلیشه ای یک رفتار حرکتی غیر کارکردی مکرر وظاهرا اجباری است (مانند کوبیدن سر, پیچش دادن به بدن, گاز گرفتن خود ) .برخلاف وسواس عملی تیک ها , حرکات کلیشه ای معمولا پیچیدگی کمتری دارند برای خنثی سازی وسواس های فکری طراحی نمی شوند .
۵-اختلال شخصیت وسواسی – جبری :مشکل دیگری که با اختلال وسواس –اجباری اشتباه می شود ,اختلال شخصیت وسواسی است .صفت وسواس اغلب برای توصیف اشخاص وقت شناس ومنظم به کار برده می شود. اما میان افرادی که وسواسی نامیده می شوند وآن هایی که اختلال وسواس –اجبار مبتلا هستند تفاوت وجود دارد از جمله ویژگی های شخصیت وسواسی –اجباری : ۱-وجود کمال گرایی که در انجام تکالیف به این صورت که ممکن است شخص به این دلیل کار مهمی را به تعویق می اندازد که افکار مربوط به کامل بودن هر چیز قدرت عمل را از او گرفته است ۲- اشتغال ذهنی با جزئیات یا قواعد ( شخص زمان زیادی را صرف جزئیات بی اهمیت می کند به طوری که از اصل موضوع رافراموش می کنند ۳- اصرار به اینکه که دیگران در انجام کارها از روش او تبعیت کنند ۴-وقف کردن خود برای کار ۵- ناتوانی در تصمیم گیری ۶- وظیفه شناسی بیش از حد وانعطاف نداشتن درباره مسائل اخلاقی ۷- محدودیت در ابراز عواطف ۸- فقدان سخاوت ۹- ناتوانی در دور انداختن اشیای بی ارزش

اما تنها در صورتی تشخیص اختلال شخصیت وسواسی اجباری در فرد صدق می کند که حداقل ۵ مورد از این ویژگی ها را دارا باشند (بائر, محمدی , ۱۳۸۲).
۶- افسردگی : شاید بیش از هر اختلال اضطرابی دیگر OCD با افسردگی همراه باشد (استکتی , توزنده جانی , ۱۳۷۷) در افسردگی شدید غمگینی, بروز تغییراتی در خواب واشتها , احساس گناه , گریه و افکار خود کشی از نشانه های عمده هستند (بائر, محمدی ,۱۳۸۲ .) .در دوره افسردکی عمده , اشتغال ذهنی مستمر درباره موقعیت های بالقوه ناخوشایند درباره اعمال احتمالی دیگر شایع است ویک جنبه همخوان با خلق افسردگی در نظر گرفته می شود تا یک وسواس فکری (استکتی ,توزنده جانی ,۱۳۷۷٫)

۷- بی بندوبار ی جنسی ,سوء مصرف مواد وقمار بازی مرضی : مشکلاتی همچون بی بند وباری جنسی ,سوءمصرف مواد وقمار باز ی اغلب بااختلال وسواس اجبار ی اشتباه گرفته می شوند .معمولا افراد دارای این مشکلات از روی اجبار دست به عمل می زنند اما این افراد از پرداختن به فعالیت های اجباری لذت می برند در مقابل ,اجبار های مرتبط به اختلال وسواس هرگز احساس خوشایندی را به همراه ندارند . اگرچه پرداختن به این خواسته ها ممکن است موجب کاهش احساس های ناخوشایند شود ,اما افراد مبتلا به اختلال وسواس همیشه از انجام این فعالیت ها احساس تنفر می کنند ( بائر , محمدی , ۱۳۸۲٫)
۸- اختلال توره :یکی از تفاوت های بین اختلال وسواس واختلال توره در این است که بیماران مبتلا به وسواس اگرچه مایلند کلمات زشت وقبیح بر زبان بیاورند یا به دیگران دشنام دهند ولی هرگز این کار را انجام نمی دهند ,در صورتی که مبتلایان به اختلال توره اغلب این امیال را به عمل می آورند ,از دیگر تفاوت های اساسی بین اختلال وسواس واختلال توره این است که بیماران مبتلا به وسواس معمولا می توانند توضیحی برای علت انجام برخی از آداب خود ارائه دهند .اگر از آنان سؤال شود چرا این کار را انجام دادی ممکن است پاسخ دهند برای اینکه خانه ام مورد سرقت قرار نگیرد ,قفل در را بررسی کردم .در صورتی که بیمار مبتلا به اختلال توره نمی توانند توضیح دهند که چرا به طور مکرر سینه خود را صاف می کند .(بائر , محمدی , ۱۳۸۲)

درمان های وسواس فکری – عملی

۱-درمان رفتاری

۲- درمان شناختی

۳- دارو درمانی

درمان های رفتاری

طبق نظریه رفتاری تصور می شود که ترس های وسواسی همانند هراس ها شروع می شودند یعنی از طریق همراه شدن یک نشانه ویژه با یک رویداد آسیب زا . برای مثال اشیاء واقعی خنثی ( مانند چاقو ,توالت یا وسایل الکتریکی ) همچنین افکار وتصورات ذهنی ویژه ( مانند عدد ۱۳ یا تصور شیطان ) ممکن است با جفت شدن بایک تجربه ازاردهنده ناراحتی ایجاد کند . راهبردهای مربوط به درمان رفتاری عبارتند از : تکالیف درمانی مواجهه وپیشگیری از تشریفات در درمانجویان OCD که خود این روش ها شامل روش های مختلف مواجهه وراهبردهای انسداد فکر است . تکنیک های مواجهه مستلزم این است که درمانجویان با موضوعات برانگیزاننده اضطراب ,به طور مستقیم (عینی ) یا تجسمی ,مواجهه شوند وشامل حساسیت زدایی منظم ,آموزش دل زده شدن از موقعیت وخوگیری وغرقه سازی تجسمی یا عینی است . از طرف دیگر ,فکر نشخوار های فکری یا رفتارهای تشریفاتی در در مانجویان از طریق روش هایی مانند بازداری اندیشه ,درمان انزجاری از طریق شوک الکتریکی یا سایر روش های حواس پرتی و پیشگیری از تشریفات پاسخ متوقف می سازد .(استکتی ,توزنده جانی ,۱۳۷۷) .

اصول مواجهه وجلوگیری از پاسخ در اختلال وسواس –اجبار رامی توان به سادگی این گونه بیان کرد :

۱- تا آنجا که می توانید, باچیزهایی که باعث ترستان می شود روبرو شوید

۲- اگر احساس اجبار می کنید که از چیزی اجتناب کنید ,آن کار را انجام ندهید .

۳- اگر احساس اجبار می کنید به آدابی بپردازید که احساس بهتری را در شما بر می انگیزد از آن اجتناب ورزید .

۴- گام های ۱,۲,۳ راتا هر زمانی که برایتان امکان پذیر باشد ادامه دهید. (بائر ,محمدی,۱۳۸۲)

شیوه های مواجهه

از جمله شیوه های مواجهه شیوه کاهش اضطراب یعنی حساسیت زدایی منظم ,مستلزم همراه کردن حالت آرامیدگی با ارائه مختصر (به اندازه یک دقیقه ) موارد برانگیزاننده اضطراب است که بر حسب اضطرا ب برانگیزیشان مرتب می شوند . حساسیت زدایی به شیوه واقعی (به صورت عینی ) منجر به بهبودی زیادی شده است .یکی دیگر از رویکردهاب مواجهه قصد تناقضی است که مستلزم آموزش دادن درمانجویان است تا به طور عمدی افکار واعمال وسواسی مشکل آفرین را ,اغلب همراه با شوخ طبعی فراخوانی کنند (برای مثال درمانجو ممکن است بگوید بزرگترین اشتباه را در دنیا مرتکب شده ام . از جمله شیوه های دیگر مواجهه طولانی مدت که به روش اشباع یا سیری معروف است از درمانجویان خواسته می شود نشخوار های خودرا با صدای بلند تکرار کنند, بنویسند یا به نوار های شنیداری به مدت یک ساعت یا بیشتر گوش دهند(استکتی ،توزنده جانی ،۱۳۷۶ ) .نحوه استفاده از نواربه این صورت است که از بیمار خواسته می شود که افکار مزاحم ویا یک رشته از فکری ثابت را به مدت ۳۰ ثانیه ،ضبط کند.مثلا ممکن است بیمار این فکر را ضبط کند که (ممکن است به پسرش آسیبی برسانم.ممکن است چاقوی آشپزخانه را به شکم اوفرو ببرم واورا به قتل برسانم ).بسیار مهم است که هیچ نوع فکر خنثی سازی نباید در نوار ضبط شود .بنابراین ،کاست دوره ای ،مرتب افکار مزاحم را در چرخه ای ۳۰ ثانیه ای تکرار خواهد کرد . از بیمار خواسته می شود که از فاصله ی هر چه نزدیکتر به نوار گوش دهد ،بدون اینکه افکار خنثی ساز داشته باشد . از او خواسته می شود که ده بار این کار را انجام دهد . پس از هر بار ناراحتی وتمایل برای خنثی سازی ،در مقیاس صفر تا ۱۰۰ درجه بندی می شود.پس از هر بار گوش دادن به نوار هر نوع تمایلی برای اجتناب یا خنثی سازی به تفصیل مورد بحث قرار می گیرد .اگر هر نوع اجتناب یا خنثی سازی در خلال گوش دادن به نوار ویا پس از آن اتفاق بیافتد ،چگونگی جلوگیری از آن مورد بحث قرار می گیرد ودر جلسه بعدی مورد وارسی قرار می گیرد تا زمانی که هنگام گوش دادن ،اجتناب یا خنثی سازی صورت نگیرد .از بیمار خواسته می شود که حداقل روزی دو بار و هر بار به مدت یک ساعت نوار را گوش دهد.وقتی بیمار توانست بدون خنثی سازی وبا حداقل اضطراب به نوار گوش دهد ،فکر ضبط شده بر روی نوار تغییر می یابد واین روش در مورد فکر جدید تکرار می شود (هاوتون ،قاسم زاده ،۱۳۷۶ )

روش انسداد فکر

در مدل شناختی – رفتاری ،پیش بینی می شود که افکار وسواسی بر اثر خنثی سازی و اجتناب تداوم می یابد .بنابراین در استفاده از روش انسداد فکر ،سعی می شود برنامه ای نیز در جهت حذف خنثی سازی (از آن جمله حذف کسب اطمینان وخاطر جمعی )و اجتناب تنظیم شود .پس از ارزیابی ،در مانگر وبیمار فهرستی تهیه می کنند که در آن حداکثر چهار مورد فکر وسواسی مشخص می شود وفهرست طولانی تری تنظیم می کنند که در آن به موقعیت های بر انگیزاننده اشاره شده است .علاوه بر آن ،فهرستی از چهار فکر آرامش بخش ویا جالبی تهیه می شود :مانند یادآوری یک گردش لذت بخش ،ویا صحنه خاصی از یک فیلم . کاملا متوجه باشیم که در هیچ یک از این فهرست ها نباید افکار خنثی ساز نقشی داشته باشند .در نخستین جلسه ،روشی نمایش داده می شود تا بیمار متوجه شود که می توان به سرعت افکار وسواسی را کنار گذاشت .آن گاه در مانگر یک صحنه نمونه وار برانگیزاننده را توصیف می کند ودر صورت لزوم ،فکر وسواسی را توضیح می دهد .به محض آن که بیمار دستش را بلند می کند درمانگر با صدای بلند می گوید ( بس کن )و بعد از بیمار می پرسد که چه اتفاقی در مورد فکر وسواسی افتاد .باید ناپدید شده باشد . در مانگر خاطر نشان می کند که نمی توان بس کن را در جمع با صدای بلند ادا کرد.اما می توان به تدریج کلمه ی بس کن را با توقف فکر در ارتباط قرار داد.این روش به وسیله ی در مانگر چند بار تکرار می شود ودرمانگر ،صحنه آشکار ساز وفکر وسواسی ناشی ازآن را برای بیمار توضیح می دهد .وقتی بیمار دستش را بلند می کند درمانگر با صدای محکمی می گوید بس کن واز بیمار می خواهد که به جزئیات این صحنه فکر کند وهر وقت فکر یا تصویر روشنی در ذهنش پیدا می شود ،دست خود را بلند کند .وآن گاه میزان ناراحتی بیمار ومیزان روشنی صحنه را در ارتباط با فکر وسواسی ،به وسیله بیمار درحه بندی می شود .درمانگر وارسی می کند تا ببیند که آیا فکر وسواسی از ذهن بیمار دور شده است وآیا اوتوانسته است صحنه ی دیگری با جزئیات در ذهن خود تحسم کند یا نه .همچنین باید درباره ی خنثی سازی ناآشکار نیز از بیمار سوال شود واهمیت جلوگیری از پاسخ مورد تاکید قرار می گیرد .(هاوتون ،قاسم زاده ،۱۳۷۶ )

طول مدت رفتار درمانی

۵- پاسخ به این سؤال به دو عامل بستگی دارد : یک این که چه مقدار به تمرین مواجهه وجلوگیری از پاسخ می پردازد واین که شدت علایم اختلال وسواس – اجبار شما به چه اندازه است (بائر ,محمدی,۱۳۸۲) روش های رفتاری معمولاده تا بیست جلسه در طی چهار تا دوازده هفته برگزار می شود .بنابراین افزایش تعداد جلسات ,از دو تا پنج جلسه در هر هفته در این درمان متداول است (استکتی ،توزنده جانی ،۱۳۷۷)

فنونی که مواجهه وجلوگیری از پاسخ کمک می کند :
۱- تمرین ها را بایک فرد حامی انجام دهید .

۲- با اضطراب مقابله کنید :ازجمله راه های مقابله با اضطراب گفتن این جمله است که این اضطراب موقتی است وبه محض سازگار شدن بدن باآن از بین می رود ,دوم استفاده از روش های آرامیدگی است دراین جا لازم به ذکر بعضی نشانه های اضطراب مؤثر خواهد بود (احساس درد وناراحتی در قفسه سینه ,احساس خفگی ,احساس بی قراری ,احساس سرما یا گرما , احساس ضعف لرزش, ترس از مردن , ترس از دیوانه شدن .

۳- برگه های یادآور را در دسترس قرار دهید :افراد می توانند کلمات وگفته های یادآوری کننده وترغیب کننده خاص خود را روی کارت هایی یاداشت کنید مثلا نوشتن این جمله اگر وارسی نکنم هیچ اتفاق وحشتناکی نمی افتد .

۴- به خودتان پاداش دهید :پس از دستیابی به یک هدف تمرینی پاداشی برای خود در نظر بگیرید

۵- اهداف بلند مدت خود را در ذهن تصور کنید :مثلا به هدف بلند مدت دزندگی کردن بدون کمک دیگران وبر گشتن به کار فکر کنید .

۶- از روش توقف فکر استفاده کنید :این روش به این صورت است که وقتی چنین افکاری در طول روز به ذهن شما خطور می کند به آنان بگویید نه .(بائر ،محمدی ،۱۳۸۲)

ا
درمان شناختی

از جمله اشتباهات شناختی وعقاید غیر منطقی که در مورد وسواس وجود دارد موارد زیر است :

۱-خطر کردن وآسیب دیدن : بیش از حد به فکر خطر بودن یا از آسیب ترسیدن بطوری که فرد نخست آسیب ناشی از یک اقدام را ارزیابی می کند و درنتیجه پیوسته از خطر کردن اجتناب می کند .

۲- شک وتردید , عدم اطمینان وتصمیم گیری , دودل بودن ودر تردید به سر بردن , نیاز به اطمینان داشتن ,,ناتوانی در تصمیم گرفتن , تمیز دادن وجدا کردن مقوله ها از هم .

۳- کمال طلبی ونگرش های کمال گرایانه

۴- احساس گناه , مسئولیت پذیری وشرمساری, بشدت احساس مسئولیت کردن , احساس گناه یا شرمساری درباره افکار یا رفتارها .

۵- انعطاف نا پذیری :داشتن نگرش های جزمی و اعتقاد به اصولی خشک و انعطا ناپذیر .

اگرچه این فهرست تمام ویژگی های شناختی احتمالی همراه با OCDرا شامل نمی شود ,اما با سازمان دهی اطلاعات بیشتر درباره عقاید ونگرش های افرادی که دچار این اختلال هستند کمک می کند . ( استکتی ،توزنده جانی ،۱۳۷۷ )

درمان شناختی OCD درمان منطقی هیجانی نامیده می شود . در این روش درمانگر باید رویکرد غیر انتقادی نسبت به اعمال وسواسی داشته باشد .او باید مراجع را تشویق کند تا این اعمال را به طور کامل شرح دهد وبگوید که که چگونه عمل کمی کند ,اجزای کلیدی آن اعمال کدامند است ,انجام دادن آن اعمال را تا چه اندازه ضروری می داند وتا چه اندازه خوب است ولی ضروری نیست .از جمله نمونه سوال هایی که از بیمار پرسیده می شود این است که «آیا افکار ،تمایلات ویا تصاویر ذهنی شما بدون خواست واراده شما به ذهنتان می آیند ؟»،«اینها چه نوع افکاری هستند ؟»،«آیا می توانید آخرین باری را که دچار این افکار شدید برایم توضیح دهید ؟» «یا همین الان یکی از این فکر ها به سراغتان آمد؟»،« در آن لحظه چه چیزی به ذهن تان رسید ؟»وبعد در مانگر وارد جزئیات مسئله می شود ۰(استکتی ,توزنده جانی ,۱۳۷۷ )
درمان دارویی (دارو در مانی )

تا اوایل دهه ۷۰ داروهای روان پزشکی ای که برای اضطراب وافسردگی در دسترس بودند ,با وجود آن که در درمان این اختلالات موفق بودند ,اما کمتر به کاهش وسواس واجبار ها منجر می شد ند .اما پس از آن هنگام ,داروهای ضد افسردگی متعددی کشف شد ند که یک دوره سه ماهه درمانئ باا آن ها در رفع علایم اختلال وسواس – اجبار مؤثر است .تمامی این داروها ی جدید بر سرتونین که یک انتقال دهنده عصبی مغز است اثر می گذارد .(بائر ،محمدی ،۱۳۸۲) به نظر می رسد کلومی پرامین مؤثرترین دارو در درمان اختلال وسواسی – اجباری است .شروع کلومی پرامین ممکن است ۲ماه به طول بینجامد (سادوک , پورافکاری , ۱۳۸۶ ). به تازگی چندین داروی مؤثر دیگر برای درمان اختلال وسواس – اجبار دست یافته شده است . از جمله این داروها داروی فلوکستین است که یک داروی ضدافسردگی رایج در دنیا است وفلووکسامین که یک داروی آزمایشگاهی است .

برخی از اثرات جانبی داروهای وسواس :

کلومی پرامین : خشکی دهان ,گیجی , یبوست, مشکلات جنسی .اگرچه بیماران اغلب از صحبت کردن درباره موضوعات جنسی احساس ناراحتی می کنند ودر نتیجه به ندرت درباره اثرات جانبی این دارو بر عملکرد جنسی خود اطلاعاتی می دهند .

فلوکستین : اثرات جانبی این دارو شبیه یک باره نوشیدن مقدار زیادی قهوه غلیظ است, عصبانیت , حالت تهوع , پیچش معده واسهال.

فلووکسامین : اثرات جانبی این دارو خفیف وعمدتا شامل بی خوابی , تهوع احساس , خستگی و سردرد است .به طور کلی از فلووکسامین هیچ اثرات جانبی جدی مشاهده نشد . (بائر, محمدی, ۱۳۸۲ )

درمان های دیگر برای اختلال وسواس – اجبار :
روان درمانی سنتی :

بیشتر افراد هرگاه با کلمه « رو ان درمانی » مواجهه می شوند ,بی درنگ به یاد اشکال سنتی روان درمانی می افتند (که درمان های محاوره ای نیز خوانده می شوند ) .از جمله این درمان ها می توان به روان کاوی (روان تحلیل گری)فروید اشاره کرد که در آن , بیماران در باره رؤیا ها وخاطره های خود از کودکی به صحبت می پردازند . روان درمانی مبتنی بر روان تحلیل گری در اواخر دهه۱۹۶۰ ,یعنی در نبود درمان های مؤثر دیگر برای اختلال وسواس شایعترین درمان به حساب می آمد تا آن هنگام ,اختلال وسواس را روان آزردگی وسواس می نامیدند واعتقاد بر این بود که در مقایسه با سایر اختلالات ,فرد مبتلا از ضعیف ترین پیش آگهی برخوردار است .(استکتی ,توزنده جانی ,۱۳۷۷ )

درمان با شوک برقی

درمان با شوک برقی (ECT) مدت ها در درمان افسردگی شدید به کار می رفته است . معمولا به بیمارانی که عملکرد روزانه در آن ها به شدت مختل شده است یا آن که در معرض خودکشی قرار دارند و افرادی که افسردگی آن ها به داروهای ضد افسردگی تایید شده ونیزبه در مان های دیگر جواب نمی دهد ,شوک برقی بی دردی در ناحیه گیجگاهی می دهند .به دلیل اثربخشی تایید شده درمان باشوک برقی در افسردگی شدید بسیاری از روان پزشکان آن رادر درمان علایم اختلال وسواس – اجبار شدید به کار برده می شود ,این نوع درمان اگرچه ترسناک به نظر می رسد ,اما بی خطر است وتنها اثر جانبی آن از دست دادن حافظه نسبت به حوادثی است که درست پیش از شوک برقی اتفاق افتاده است ,اگرچه این حافظه به طور معمول به تدریج باز می گردد..(بائر،محمدی ،۱۳۸۲ )

۰سینگولاتومی

سینگولام بخشی از مغز است ورشته های عصبی را شامل می شود که قسمت های کنترل کننده احساسات وعملکرد ها رادر مغز به هم متصل می سازند . جراحان مغز از اوایل دهه ی ۱۹۵۰ در یافتند که با ایجاد برش هایی کوچک در ناحیه سینگولام می توان علایم وسواس – اجبار را کاهش داد .به طور حتم ,تمامی جراحی ها با قدری خطر همراهند وبه همین دلیل ,سینگولاتومی آخرین گزینه درمانی است. همه بیماران باید پیش از در نظر گرفتن سینگولاتومی رفتار درمانی وتمامی داروهای قابل دسترس را بیازمایند .درنهایت ,در صورتی که همه درمان های دیگر به شکست انجامیده باشند وشدت مشکلات بیمار ,باعث از کار افتادگی او شده باشد باید از سینگولاتومی استفاده کرد .(بائر ،محمدی ،۱۳۸۲ ) .

خانواده درمانی
خانواده درمانی غالبا در حمایت خانواده ,کمک به کاهش ناهماهنگی زناشویی که از اختلال وسواس ناشی شده است وساختن اتحاد درمانی با اعضا سالم خانواده به نفع بیمار است. (سادوک , پورافکاری , ۱۳۸۶ )
+ نوشته شده توسط عباس امان الهی در پنجشنبه سیزدهم خرداد ۱۳۸۹ و ساعت

غلبه بر وسواس

By · شهریور ۲۲, ۱۳۸۹ · Filed in وسواس ودرمان ان · No Comments »

غلبه بر وسواس

«وای چقدر وسواسی هستی»! اگر کسی به شما این جمله را بگوید مسلما ناراحت می شوید و می گویید: «نه، من خیلی بهداشتی هستم.» اما برای اینکه واقعا به دیگران و بشتر ز همه به خودتان ثابت کنید که وسواسی نیستید مطلب زیرا بخوانبد و ببینید آیا واقعا شما وسواسی هستید یا نه. و اگر وسواسی هستید راهی برای این معضل بیابید. ما آدم ها وسواس را بی مورد می دانیم اما وسواس حالتی اجبارگونه است که به ناچار تسلیم آن می شویم. وقتی از فکری مزاحم یا تصوراتی بی اساس به اضطراب می افتیم، دچار وسواس هستیم. افکار وسواس گونه یا وسواس هایی که با بررسی و تردید همراه است معمولا شخص را به طرف تشویش و نگرانی سوق می دهد. نگرانی ها، تردیدها و باورهای خرافی که معمولا در زندگی روزمره شایع هستند اگر جنبه افراطی و شدید به خود بگیرند وسواس نامیده می شوند. مثلا یک فرد در هنگام شستشوی دست و یا بدن و یا بازرسی و چک کردن، به صورت خیلی زیاد و شدید دست به این عمل بزند که در مواقع وجود مانع فرد دچار اضطراب و استرس شود. علائمی مانند نفرت و یا نگرانی از دفع ترشحات بدن، ترس از احتمال وقوع اتفاقی وحشتناک، زهدورزی و عبادت مفرط، اعتقاد به اعداد سور و نحس، مسواک زدن شدید و مفرط، رسیدن به سرو وضع خود به نحو افراطی، مو کندن از بدن و ناخن جویدن هم ممکن است از علائم وسواس باشد. این بیماری در مواردی با افسردگی همراه می باشد. اگر درصدد یافتن ریشه وسواس هستید باید بدانید عامل وراثت در به وجود آوردن آن نقش مهمی ندارد. وسواس بیشتر اوقات بر اثر الگوبرداری از والدین جنبه عادت به خود می گیرد. بنابراین علت اساسی آن تربیت و محرومیت های شدید دوران کودکی و خطای والدین است. کمال طلبی، غرور کامل بودن، عدم اعتمادبه نفس و احساس ناامنی در ایجاد وسواس نقش موثری ایفا می کنند. حال اگر ایرادگیری، سرکوفت مدام پدر و مادر، سرزنش و ملامت و افراط در مراقبت را به آن اضافه کنیم، می بینیم که از کودک بی گناه، انسانی مردد، فاقد اعتمادبه نفس و مضطرب ساخته می شود. گاه وسواس در زندگی خانوادگی نیز نقش ویرانگری را بازی می کند به عنوان مثال اگر وسواس زنی ناشی از کمال طلبی باشد، مایل است همسرش بی عیب و نقص باشد و هرگاه شوهر، اشتباهی مرتکب شود، به شدت عصبانی می شود. شوهر وسواسی که برای کاهش اضطراب های خود به نظم و مقررات شدید پناه می برد، به همسر خود دستورهای پی درپی می دهد که در نتیجه زن دست و پای خود را گم می کند و احساس می کند که دائما تحت مراقبت شوهر است. اگر زنی از آلوده شدن به شئی کثیف ترس داشته یا نسبت به آن شرطی شده باشد، ناچار است برای تخفیف اضطراب های خود به شستن و آب کشیدن ظرف های خانه روی بیاورد. گاهی اوقات وسواس در کودکان هم دیده شده است که بر اثر سخت گیری های بیش از حد برای کودک در مسائل بهداشتی، باعث ایجاد وسواس و یا اختلالات رفتاری در کودک شده است. چنانچه آموزش بهداشتی و اقدامات بهداشتی طبق اصول علمی و به جا و مناسب باشد مشکلات آنها کمتر خواهد بود. پس برای اینکه کودک دچار وسواس نشود به او در مسائل بهداشتی بیش از حد سخت نگیرید. اختلال وسواس به دو صورت فکری و عملی نمود می کند و در تمام سنین رخ می دهد اما در سنین جوانی کمی شایع تر می باشد.
۱ ) وسواس عملی: وسواس عملی اعمال اجباری هستند که شخص بارها و بارها و بر طبق یکسری قواعد و مناسکی برای خنثی کردن افکار وسواسی خود اقدام به انجام آن می کند. شایع ترین نوع وسواس عملی عبارتند از: وارسی، شستشو، شمارش، پرسیدن و یا اعتراف، تقارن و دقت و ذخیره سازی و یا انبار نمودن می باشد.
۲ ) وسواس فکری: وسواس فکری افکار و یا تصاویری هستند که مکررا رخ می دهند و احساس می شود خارج از کنترل هستند که شخص نمی خواهد این افکار را داشته باشد و آنها را ناراحت کننده ,مزاحم و بی معنا تلقی می کند. شایع ترین نوع وسواس فکری عبارتند از : ترس های آلودگی به میکروب ها و چرک، تردید و شک نسبت به انجام دادن درست یک کار، افکار مزاحم در خصوص تکرار یا عمل پرخاشگرانه یا جنسی، تقارن و یا دقت بیش از حد و شک دینی و یا اخلاقی مفرط.
علائم وسواس
علائم ناهنجاری وسواسی – جبری طیفی از خفیف تا شدید را در برمی گیرد. عده ای ممکن است فقط به فکرهای وسواسی دچار باشند. برخی ممکن است بتوانند افکار وسواسی و رفتارهای جبری خود را برای مدت کوتاهی مهار کنند و بدینوسیله علائم خود را در مدرسه یا محل کار پنهان کنند. اما هنگامی که وضعیت شدید تر می شود، اختلال وسواسی – جبری آنقدر زندگی فرد را اشغال می کند که دیگر نمی تواند در فعالیت های روزانه عملکرد داشته باشد چون بسیاری از وقت خود را صرف مراسم وسواسی خود می کند. ناهنجاری وسواسی – جبری گاهی همراه افسردگی، اختلالات تغذیه ای، ناهنجاری سو» مصرف مواد، یک ناهنجاری شخصیتی، ناهنجاری نقصان توجه یا دیگر ناهنجاری های اضطرابی باشد. این اختلالات همراه، در ترکیب با تمایل به پنهان کردن مشکل، تشخیص و درمان ناهنجاری را بسیار مشکل می کنند. و بدین ترتیب افراد مبتلا به ناهنجاری وسواسی – جبری تا سال ها پس از شروع علائم هیچ درمانی دریافت نمی کنند.
راه حل هایی برای بهبود وسواس
اختلالات وسواسی – اجباری از دیرباز یکی از پیچیده ترین و مقاوم ترین اختلالات نوروتیک (عصبی) شناخته شده و بدون مراجعه به متخصص به آسانی درمان پذیر نیست. برخی اقدامات اولیه که به بهبود نسبی این مشکل کمک می کند، به شرح زیر است:
الف) روش حساسیت زدایی: با این روش از اضطراب ها و تشویش های خود کم کنید تا نیاز به واکنش جانشینی که به نظر آرام بخش می آید، نداشته باشید.
ب) روش نیت متضاد: شخص وسواسی باید سعی کند در ذهن، خود را با موقعیت های گوناگونی که از آنها می ترسد روبه رو سازد، یعنی به صورت ارادی بالاترین اشتباه یا شکست را در ذهن مجسم نماید و به خود تلقین کند در بدترین شرایط هم اتفاق مهمی نخواهد افتاد.
ج) روش اشباع سازی: آدم وسواسی باید افکار وسواس گونه خود را پشت سر هم برزبان آورد یا آن را روی یک صفحه کاغذ بنویسد تا غیرمنطقی بودنش به او ثابت شود.
د) روش مواجهه: آدم وسواسی باید به اشیایی که به نظرش آلوده می آید دائما دست بزند. این روش معمولا در درمان وسواس ناشی از ترس های ناشناخته هم موثر است.
ه) تقویت اعتماد به نفس و توجه شدید به ارزش ها: هر قدر اعتماد به نفس بیشتر شود، اضطراب های ناشی از وسواس های فکری کاهش می یابد.
و) تغییر آب و هوا، محیط زندگی، محل کار: زندگی در جمع و حشر و نشر با آدم ها در فرونشاندن اضطراب های ناشی از وسواس فکری موثر است.
شیوه های رهایی از وسواس فکری در تصمیم گیری
۱ ) هنگام تصمیم گیری به خود تردید راه ندهید. اجازه ندهید افکار منفی بر شما مسلط شود وگرنه نمی توانید هیچ کاری انجام بدهید. باید همیشه دیدی مثبت نسبت به توانایی های خود داشته باشید.
۲ ) اگر از عواقب احتمالی تصمیم خود هراس داشته باشید، قادر به تصمیم گیری نخواهید بود، فکر شکست را از خود دور کنید تا بتوانید بر وسواس خویش غلبه کنید.
۳ ) تا زمانی که کاملا به اشتباه بودن تصمیمتان پی نبرده اید، آن را تغییر ندهید. تا رسیدن به نتیجه نهایی حوصله به خرج دهید هیچ کاری را نیمه کاره رها نکنید. از این شاخ به آن شاخ پریدن هیچ حاصلی در بر ندارد.
۴ ) اجازه ندهید دیگران در تصمیم گیری شما دخالت کنند، مگر اینکه قصد مشورت داشته باشید، در هر حال بکوشید تصمیم نهایی را خود بگیرید.
۵ ) هیچ گاه عجولانه تصمیم نگیرید. ممکن است شکست بخورید و شکست زمینه وسواس را بیشتر می کند، به طوری که دیگر قادر به تصمیم گیری نخواهید بود.

توصیه به خانواده ها در مورد بیمار وسواسی
۱ ) استرس و موارد بحران وضعیت بیمار را بدتر کرده و احتمال عود را افزایش می دهد. لذا علی رغم ایجاد مشکلات و آشفتگی در خانواده به واسطه این بیماری در منزل سعی نمایند فضای آرامی برقرار باشد.
۲ ) بیمار نیاز به درک خود از طرف دیگران دارد لذا پایین آوردن انتظارات به طور موقت، مهربان و شکیبا بودن کمک کننده خواهد بود.
۳ ) بدانید بیمار برای رفع اضطراب خود دست به اعمال وسواس گونه می زند و هیچ کس به اندازه خود او از رفتارهایش متنفر نمی باشد. لذا از قضاوت و یا مسخره نمودن اعمال او حذر نمایند.
۴ ) شما درگیر رفتارهای وسواس گونه بیمار نشوید اما حد و حدود این اعمال باید به روشنی مشخص شده و فرد وسواسی طبق همان محدودیت ها و قواعد عمل نماید.
۵ ) به بیمار جهت ترک اعمال خود فشار وارد نیاورید.
۶ ) حرکات رفتاری که برای بیمار بسیار سخت است و قادر به انجام آن نمی باشد به صورت آهسته و در دراز مدت تغییر دهید و همیشه تغییرات را به بیمار گوشزد نمایید.
۷ ) خشونت، تهدید به خودکشی و یا دیگرکشی را جدی بگیرید.
۸ ) باید مواظب اعتمادبه نفس بیمار باشید و به جای او تصمیم نگیرید ولی در تصمیم گیری او را کمک نمایید.
۹ ) فعالیت های روزانه مثل دویدن، شنا و ورزش های گوناگون که باعث صرف انرژی می شود را زیاد نمایید.
۱۰ ) تلاش موفقیت آمیز فرد برای موفقیت در برابر وسواس را مورد تشویق قرار دهید.
۱۱ ) دائم رفتارها و علائم بیماری را زیر نظر داشته باشید درصورت ظهور علائم جدید و علائم عود مسئله را با درمانگر در میان بگذارید
منبع: روزنامه ابتکار

وسواس: حصار تاریک تکرار

By · شهریور ۱۶, ۱۳۸۹ · Filed in وسواس ودرمان ان · No Comments »

وسواس، فقط یک عادت بد نیست، یک بیماری است که روانپزشکان آن را درمان می‌کنند.
می‌خواهند از روزهایی از عمر خود سخن بگویند که در حصار افکار مزاحم گذشت، از شب‌هایی که در اضطرار تا صبح بیدار ماندند و با اضطراب صبح تا شب دویدند و لحظه‌ای از زندگی لذت نبردند.
وسواس، مثل هراس از مهمترین بیمارى‌هاى فکرى و روانى بشر است که اگر درمان نشود، ممکن است به جنون کشیده شود؛ نوعی درماندگى مطلق. آنان که به فکر درمان درد بزرگ وسواس می‌افتند، زخم‌های بزرگی از وسواس برداشته‌اند و رنج عمیقی در جای‌جای زندگی آنان وجود دارد، بی آن‌که گناهی داشته باشند و شایسته ملامت باشند.
وسواس، یک ایده، فکر، تصور، احساس است با نوعى احساس اجبار و ناچارى ذهنى و علاقه به مقاومت در برابر آن. روانشناسان وسواس را نوعى تکانه شدید مى‏دانند که تعادل روانى و رفتارى را از بیمار سلب می‌کند؛ روانکاوان نیز وسواس را نوعى غریزه واخورده و ناخودآگاه معرفى مى‏کنند و آن را حالتى مى‏دانند که در آن، فکر، میل، یا عقیده‏اى خاص، که اغلب وهم‏آمیز و اشتباه است آدمى را در بند خود مى‏گیرد، آنچنان که حتى اختیار و اراده را از او سلب کرده و بیمار را وا مى‏دارد که حتى رفتارى را برخلاف میل و خواسته‏اش انجام دهد. بیمار هرچند به بیهودگى کار یا افکار خودآگاه است، اما نمى‏تواند از قید آن رهایى یابد.
دکتر علی اسلامی‌نسب،‌ روان‌درمانگر و رییس انجمن وسواس ایران می‌گوید: «علائم وسواس را مى‌توان از دیدگاه بالینى به چهار دسته تقسیم کرد: علائمى که مربوط به خود وسواس است. یعنى اگر وسواس عبارت است از افکار، تصاویر ذهنى و تکانه‌هاى ناخواسته و مزاحم که تا خود فرد بیان نکند، کسى قادر به مشاهده آن نخواهد بود، خصوصیات و علائمى که خاص وسواس است را مى‌توان اولین علامت دانست. دوم مربوط به علائم مرتبط با اجبار است.
مثل انواع شست وشو. به طور مثال: خانمى که به جاى یک بار، چهار بار دستش را مى‌شوید و یا آقایى که اگر هنگام رانندگى اتومبیلش از خط سفید ممتد خیابان عبور کند، احساس اضطراب شدید مى‌کند و در امتداد آن رانندگى مى‌کند و یا مثل مرد وسواسى که نیمه شب به دفعات از منزل به خیابان برگشته و قفل اتومبیل را وارسى مى‌کند.»
دکتر اسلامی‌نسب در ادامه عامل سوم را اضطراب می‌داند و می‌گوید: « در این حالت فرد، اضطراب شدیدى احساس مى‌کند، به خصوص اینکه هنوز به عمل تکرارى عادت نکرده باشد یا کسى جلوى تکرار عمل اجبارى او را بگیرد. یا حتى اضطراب جدیدى به اضطراب قبلى اضافه شود.» علامت بعدى، افسردگى است. وی در این باره معتقد است: «این افسردگى پاسخى است به ناکامى فرد در ناتوانى از جلوگیرى از عمل اجبارى و تحقیر دیگران.»
دکتر اسلامی‌نسب با تقسیم عوامل مؤثر در ایجاد وسواس به عوامل هیجانی، جسمی و اجتماعی اشاره کرده و می‌گوید: «از عوامل هیجانى مؤثر می‌توان به هیجان‌هاى جنسى مهار شده، خشم‌هاى فروخورده شده، عوامل افسرده‌ساز، تغییر خلق‌هاى ناشى از تغییرات هورمونى و عوامل جسمى اثر گذار، مثل نقص عضو یا ناتوانى فیزیکى و مشکلات هورمونى اشاره کرد.
همچنین عوامل اثرگذار چون خانواده، اطرافیان، اجتماع و آموزش‌ها نیز از عوامل بسیار مهم در این زمینه هستند.»
خصوصیات شخصیت وسواسی – اجباری
وسواس، یکی از چهار اختلال بزرگ و آسیب‌زای روانی در دنیا است (افسردگی، ‌هراس، سوء مصرف دارو، وسواس) که در ایران حداقل ۴۴ درصد از مردم به آن مبتلا هستند. وسواس در بسیاری از موارد با افسردگی و هراس همراه می‌شود.
دکتر اسلامی نسب با اشاره به خصوصیات شخصیت وسواسی – اجباری می‌گوید: «شخصیت وسواس – اجبار به ترتیب، قواعد، فهرست‌ها و خلاصه کردن جزئیات امور به قدری اشتغال دارد که رشته امور را از دست می‌دهد. افراد دارای این شخصیت به شدت کمال‌گرا و به عبارت بهتری بی‌نقص‌‌‌گرا هستند و گاهی آنقدر بی‌نقص‌‌‌گرایی به خرج می‌دهند که نمی‌توانند تکالیف محول شده را به اتمام برسانند.»
مثلاً یکی از همین افراد می‌گوید به دلیل بی‌نقص‌گرایی و این‌که می‌خواست پایان‌نامه‌ای بدون نقص ارائه دهد از دفاع پایان‌نامه کارشناسی ارشد خود بازمانده بود و در حالی‌که مهلت ارائه پایان‌نامه‌اش به اتمام رسیده بود، هنوز آن را کامل نمی‌دید و مدرک فوق‌لیسانس نداشت.
دکتر اسلامی‌نسب ادامه می‌دهد: «معیارهای بیش از حد دقیق شخصیت‌های وسواسی یا اصلاً قابل دسترسی نیستند یا دسترسی به آنها بسیار مشکل و مستلزم وقت و هزینه زیاد و گاهی از دست دادن روند عادی و لذت‌بخش زندگی است. افراد مبتلا به شخصیت وسواسی به شکلی افراطی خود را وقف کار می‌کنند و به این ترتیب حتی اگر ضرورت اقتصادی و شغلی در زندگی آنها وجود نداشته باشد معمولاً به تفریح و روابط دوستانه و حتی روابط خانوادگی مناسب و مؤثر با همسر و فرزندان خود نمی‌رسند.
این افراد بیش از حد با وجدان هستند. اخلاقی‌اند و در مورد مسائل اخلاقی و ارزشی خود به هیچ وجه انعطاف نشان نمی‌دهند. آنها به شدت سرسخت و یک‌دنده‌اند و تعصب افراطی دارند.»
روانشناسان می‌گویند شخصیت‌های وسواسی معمولاً محتکرند به این معنا که نمی‌توانند اشیاء کهنه و از رده خارج شده یا بی‌ارزش را دور بیندازند. آنها داشتن یک انباری مناسب را جزء لاینفک و بسیار ضروری برای خود می‌دانند، از سپردن وظایف خود به دیگران یا کار کردن با آنها پرهیز می‌کنند به نوعی سلطه‌طلب هستند و فکر می‌کنند هیچ کس مثل آنها از پس انجام امور بر‌نمی‌آید مگر اینکه مطابق روش آنها رفتار کند و یا زیر نظر آنها باشد. هرچند که آنها حتی اگر رییس یا مدیر هم باشند باز هم بدشان نمی‌آید که جزئی‌ترین امور را نیز به دست خودشان انجام دهند.
اسلامی‌نسب با اشاره به اینکه مبتلایان به این اختلال علی‌رغم ظاهر شق و رق، رسمی و خشک و به ظاهر مقتدرانه فاقد قدرت تصمیم‌گیری‌اند. وی در ادامه می‌گوید: «این افراد هنگامی‌ که بخواهند یک تصمیم مهم بگیرند و یا انتخاب کنند، دچار ضعف و ناتوانی می‌شوند و این امر از آنجا ناشی می‌شود که آنها به شدت از اشتباه کردن می‌ترسند و نمی‌خواهند تحت هر شرایطی اشتباه کنند. بنابراین برای اتخاذ یک تصمیم بارها مطالعه و مشورت می‌کنند و از پذیرفتن مسئولیت تصمیم‌گیری به تنهایی طفره‌ می‌روند.»
وسواسی‌ها، هیجانات محدود دارند، بیش از حد مرتبند، مداومت و پافشاری می‌کنند، معمولاً در صحبت پیش‌دستی نمی‌کنند و خلقشان جدی است و از این مضطرب می‌شوند که خودشان بر جریان امری مسلط نباشند و به قولی اوضاع از کنترل آنها خارج شود. آنها معمولاً به گونه‌ای رفتار می‌کنند که اتفاق غیر‌منتظره‌ای نیفتد چون در آن صورت شاید نتوانند از پس کنترل شرایط برآیند حتی فکر کردن به این قضیه آنها را مضطرب می‌کند. اگر سؤالی از شخصیت‌های وسواسی بپرسید پاسخ‌های با حاشیه و پر طول و تفضیل می‌‌دهند،‌ به شدت از قواعد پیروی می‌کنند و کوچک‌ترین تخطی از قوانین ذهنی‌شان را تحمل نمی‌کنند.
دکتر اسلامی‌نسب ضمن بیان اینکه اگر کسی حداقل چهار صفت از صفات بالا را داشته باشد، دچار اختلال شخصیت وسواس -اجبار است و باید برای درمان اقدام کند،‌ ادامه می‌دهد: «متأسفانه افراد مبتلا به این شخصیت اغلب در ابتدا موفق و مثبت به نظر می‌رسند و از سوی والدین،‌ خانواده،‌ مربیان و جامعه تشویق می‌شوند ولی جمع این صفات و شرایط، زندگی را برای آنان سخت می‌کند و آنها در اضطرار و اضطراب دائم به سر می‌برند و کم‌کم قابلیت‌های فردی آنها تحلیل رفته و زندگی‌شان مختل می‌شود.
اغلب مبتلایان اختلال وسواس – اجبار در معرض تربیت سختگیرانه و کمال‌گرا بوده‌اند و به عبارت بهتر به سبب این تربیت دچار اختلال می‌شوند و تا مدتی به دلیل همین اختلال تشویق می‌شوند. اما به تدریج که نشانه‌ها شدید‌تر می‌شود و به سمت آسیب زدن به خانواده و حتی محیط کار و جامعه می‌رود، از جامعه طرد و منزوی خواهند شد. مثلاً از کار اخراج می‌شوند و یا به دلیل انعطاف‌‌ناپذیری قادر به کنار آمدن با هیچ کدام از محیط‌های کاری نیستند و مرتب شغل عوض می‌کنند،‌ استعفا می‌دهند و …»
نخبه‌های وسواسی
بسیاری از افراد مبتلا به این شخصیت از افراد نخبه و سرآمدان جامعه هستند. آنها معمولاً تحصیلات بالایی دارند و از بهره هوشی عملی فوق‌العاده‌ای برخوردارند. اما بهره هوش عاطفی، ‌اجتماعی‌، انتزاعی آنها رشد نکرده است و فقط بالا بودن هوشبهر، زمینه‌ساز تمایز آنها در مقاطعی از زندگی شده است و گاهی توجه و عطش بیمار‌گونه به تمایز و برترین شدن همراه با سایر عوامل، ‌زمینه‌ساز ایجاد اختلال در آنها شده است.
برای هر فرد وسواسی رفتارهای اجباری شکل خاص خود را دارند. دکتر مهدی دوایی،‌ روانپزشک و عضو هیأت مدیره انجمن وسواس در این باره می‌گوید: «فرد وسواسی در پاسخ به حال بد و اضطراب خود یا عمل اجباری انجام می‌دهد که این اعمال شامل شستشو و پاک کردن (نجاست یا انواع آلودگی) را در برمی‌گیرد یا اگر نتواند به اعمال اجباری بپردازد،‌ از شرایط و مکان‌ها و یا اشیاء و رفتارهای خاصی اجتناب می‌کند که این اجتناب‌ها نیز بسیار متنوعند: به عنوان مثال شخصی که از رفتن به مهمانی‌ها، رستوران‌ها یا مکان‌های عمومی به دلیل وسواس اجتناب می‌کند و یا حتی افراد مذهبی که آنقدر از انجام غسل و وضو و نماز دچار اضطراب شده و عمل وسواسی انجام داده است که از نماز خواندن اجتناب می‌کند.»
وی در ادامه می‌گوید: «گاهی هم شخص وسواسی دائماً از اطرافیان خود اطمینان‌گیری می‌کند. به عبارت دیگر برای اینکه در هنگام اضطراب و مواجهه شدن با شرایطی که اعمال اجباری را موجب می‌شود از انجام اعمال وسواسی فرار کند، از اطرافیان خود سؤال می‌کند یا آنها را به نظارت اعمال خود فرا می‌خواند و… مثلاً در مورد نجس بودن اشیاء، عدم نفوذ آلودگی و میکروب، قفل بودن یا باز نبودن شیر گاز و… مرتباً سؤال می‌کند، حتی شهادت کتبی و امضا می‌‌گیرد یا مثلاً در هنگام انجام غسل یا وضو و نماز، مادر، همسر و بالاخره یکی از بستگان نزدیک و مورد اطمینان خود را وادار به نظارت می‌کند.»
وسواس زمان نمی‌شناسد!
ظاهراً وسواس سن شروع خاصی ندارد. در هر شرایطى که فشار و استرسى به فرد وارد شود و فرد زمینه وسواس داشته باشد، این اختلال در او آشکار مى‌شود.
دکتر دوایی در این باره معتقد است: «هر چقدر سن وسواس پایین مى‌آید، عمل وسواسى به صورت ناپخته ظاهر مى‌شود. به عبارتى، وسواس از یک ترس شروع مى‌شود که این ترس براى آن فرد معنادار است و آن ترس عامل آشکارساز است. حال وقتى فرد مى‌ترسد، تمام سیستم عصبى از کار مى‌افتد.
اگر زمینه وسواسى در فرد وجود داشته باشد، وسواس آن آشکار مى‌شود وگرنه زمینه مشکل جسمى، درد و ناراحتى در یکى از اعضاى بدنش ایجاد مى‌گردد. یعنى پاسخ به ترس بنا به زمینه‌اى که هر فرد دارد ممکن است جسمى یا روانى باشد.»
وی ادامه می‌دهد: «با این حال اکثر متخصصان دوره ظهور بیمارى وسواس را از ۲۲ تا ۳۶ سالگى مى‌دانند و بیشتر مبتلایان به بیمارى را زنان تشکیل مى‌دهند هرچند که مردان مبتلا زودتر از این سن بیمارى خودشان را نشان مى‌دهند. هرچند که در پاره‌اى موارد کودکان نیز قربانى این بیمارى هستند و بیمارى وسواس در آنان به صورت کندى در انجام تکالیف به دلیل حس کمال‌طلبى شان بروز مى‌کند.»
آیا درمان می‌شود؟
تصور رایج در جامعه، وسواس را یک بیماری درمان‌ناپذیر می‌داند و همانطور که اشاره شد، بسیاری از روانپزشکان نیز درمان دارویی را به عنوان آخرین راه مداوا پیشنهاد می‌کنند.
اسلامی‌نسب با بیان این‌که درمان علمی وسواس در همه دنیا، روان‌درمانی است می‌گوید: «در این روش از مواجهه استفاده می‌شود. این نوع درمان، مانع از آن می‌شود که بیمار از واقعیت‌ها و مشکلات فرار کند و در واقع او را وادار می‌کند که با «خود» روبه‌رو شود. این کار اضطراب فرد مبتلا را از بین می‌برد و فکر مزاحم را ضعیف می‌کند.»
یکی از بیمارانی که با همین روش مواجهه‌سازی درمان شده می‌گوید: «وسواس من آنقدر شدید بود که حتی نان را هم آب می‌کشیدم و می‌خوردم ولی با این روش مجبور بودم با هرچه که نسبت به آن دوری می‌کردم روبه‌رو شوم. به طوری که اگر حمام کردنم ۴ ساعت طول می‌کشید، باید ۴ دقیقه‌ای حمام می‌کردم و در شبانه‌روز فقط یکبار دستم را می‌شستم. وسواس من با روش مواجهه‌سازی ظرف مدت دو ماه و نیم کاملاً از بین رفت.»
در مرحله بعد درمان که در حال حاضر تنها در ایران انجام می‌گیرد، از روش «مرگ‌آگاهی» استفاده می‌شود که در آن فرد با تکرار مواجهه و خودآگاهی از شر اعمال وسواسی خلاص می‌شود و در واقع ترس او که یکی از علت‌های اصلی بیماری‌اش است، از طریق مواجهه با یک ترس بزرگ‌تر به نام مرگ، از بین می‌رود.
دارو‌درمانی یا…
«۱۵ سال مبتلا به وسواس بودم. در این مدت چند سال هم دارو خوردم که متأسفانه بدتر شدم و نه تنها وسواسم بهبود نیافت بلکه افسرده هم شدم و خیلی هم چاق شدم. با اینکه از اعمال وسواسی من یک ذره هم کم نشد و باعث شد که من خودم مصرف دارو را قطع کنم.» اینها جملات یک زن ۳۸ ساله مبتلا به وسواس است.
در مورد این بیماری تصورات غلطی حتی در میان روانپزشکان وجود دارد چرا که خیلی از آنها درمان بیماری وسواس را منوط به مصرف دارو می‌دانند.
دکتر علی اسلامی‌‌ نسب، روان‌درمانگر و رییس انجمن وسواس ایران در این باره معتقد است: «برخی از مبتلایان به وسواس سال‌ها دارو می‌خورند چون دارو‌درمانی را درمان وسواس قلمداد می‌کنند و پس از سال‌ها تحمل اثرات سوء‌مصرف دارو در کمال ناکامی به این نتیجه می‌رسند که دارو هیچ تأثیری در درمان وسواس ندارد و همه علائم با قطع دارو باز می‌گردد و چه بسا وسواس با شدت بیشتری روح و زندگی آنان را می‌آزارد.»
وی با اشاره به اینکه عده‌ای از روانپزشکان نیز وسواس را با دارو و آرام‌بخش آرام کرده‌اند، می‌گوید: «ولی آنها از این امر غافلند که وسواسی در خواب هم رویاهای وسواسی می‌بیند و هنگامی که بیدار می‌شود با التماس از هر چیز و هر کس برای انجام اعمال وسواسی یاری می‌طلبد.»
اسلامی‌نسب ضمن بیان اینکه خواه ناخواه شخصیت وسواسی بر پایه وراثت،‌ تربیت، تحقیر و ترس به وجود آمده و ریشه دوانده است، ادامه می‌دهد: «اجتناب،‌ فراموش کردن و یا حتی دلخوش کردن به درمان دارویی و درمان‌های سطحی هیچ کمکی به درمان وسواس نمی‌کند هر چند مدتی تعدادی از علامت‌ها بهبود مختصری می‌یابد که بعد از مدت زمان کوتاهی دوباره همان علایم با شدت بیشتری دوباره به سراغ بیمار می‌آیند.»