Archive for زبان بدن (رفتار غیر کلامی)

اشک‌ها چه می‌گویند؟

By · فروردین ۱۳, ۱۳۹۲ · Filed in زبان بدن (رفتار غیر کلامی), مقالات · No Comments »

زبان‌شناسان فرهنگی، گریستن را نوعی سیستم فرازبان می‌دانند که آگاهانه یا ناخود‌آگاه در حمایت از کلام بروز می‌کند. در ابتدایی‌‌ترین سطح، انسان در نتیجه واکنش‌های فیزیکی، شروع به گریستن می‌کند. آسیب‌‌های شدید هم بسرعت باعث جاری شدن اشک دیدگان می‌شود.

با ورود مواد حساسیت‌زا یا گازهای پخش شده در هوا، واکنش‌های فیزیکی بروز می‌کند. خستگی هم یکی از عواملی است که وقتی با دیگر واکنش‌های احساسی همراه می‌شود، باعث سرازیر شدن اشک از دیدگان می‌شود؛ اما بیشتر اشک‌هایی که از چشمان ما جاری می‌شود به دلیل تجدید خاطرات شخصی گذشته ماست و اصولا هر چیزی که شما را تحت تاثیر قرار می‌دهد و اشک چشمانتان را جاری می‌سازد، با تصاویر و خاطرات گذشته شما ارتباط دارد. وقتی با گریه کردن خاطرات دردناک گذشته از ذهن پاک می‌شود، به ارزش درمانی گریستن پی می‌بریم. نوع متفاوتی از گریستن زمانی است که انسان‌ها با یکدیگر همدردی و همدلی می‌کنند.

اشک ناشی از اندوه و از دست دادن عزیز را نیز بیشتر افراد تجربه کرده‌اند. انسان وقتی احساس عدم پذیرش از سوی دیگران می‌کند، اشک ناشی از شکست از چشمانش سرازیر می‌شود. کسانی که دچار افسردگی شدیدی هستند، وقتی گریه می‌کنند گویی نفس می‌کشند، با این روش هق‌هق‌های بریده بریده آنها بیشتر از نفس کشیدن به آنها انرژی می‌دهد. گاه اشک به عمد و آگاهانه جاری می‌شود. مثلا برای جلب همدردی دیگران، برانگیختن احساس گناه در آنها و نزدیک شدن به فردی یا راندن کسی. بعضی اشک‌ها ناشی از خشم و ناامیدی است، اما بعضی شرایط هم باعث سرازیر شدن اشک شادی می‌شود.

عملکرد بیولوژیکی گریستن
همه انسان‌ها زمانی که تحت تاثیر قرار می‌گیرند، ناله می‌کنند، فریاد و شیون راه می‌اندازند و اشک می‌ریزند. متخصصان زنان و زایمان گزارش‌هایی مبنی بر این‌که بعضی جنین‌ها در درون رحم گریه می‌کنند، ارائه کرده‌اند!

گریه‌ای که نوزاد در حساس‌ترین لحظه زندگی خود هنگام تولد سر می‌دهد، چند دلیل دارد: مهم‌ترین دلیلش این است که برای بیرون آوردن جنین از شکم مادر از تونل تنگی عبور می‌کند و تحت فشار قرار می‌گیرد و این شکنجه باعث درد و ترس نوزاد و در نهایت گریه او می‌شود. گریه نوزاد فریاد نارضایتی اوست که از یک جای گرم، تاریک و آبکی بیرون کشیده و به مکانی پرسروصدا، سرد و روشن آورده می‌شود. گریه‌ای که نوزاد هنگام تولد سر می‌دهد، علاوه بر این‌که فریاد ناشی از گرسنگی، وارد شدن شوک و ناراحتی است، خشم و ترس او را هم نشان می‌دهد.

گریه اول نوزاد تنفس او را تنظیم و کار قلب او را در ورود به محیط جدید منظم می‌کند. با گریستن، شش‌های نوزاد تنظیم و برای تنفس در هوا به جای آب آماده می‌شود. بنابراین، اولین کاری که نوزاد در ابتدای تولد انجام می‌دهد، گریه است و علت اصلی آن نیاز او برای ادامه حیات است. تمرین اصلی تمام نوزادان گریه است. گریه نشان ‌دهنده برانگیختگی فرد در بالاترین میزان است و انعطاف‌پذیری سیستم عصبی و فرآیند انطباق فیزیولوژیکی را نشان می‌دهد.

با گریستن گرما تولید می‌شود، ظرفیت ریه‌ها افزایش می‌یابد، انرژی اضافی دفع می‌شود، هشیاری ذهنی بالا می‌رود و اضطراب تخلیه می‌شود. در شکل‌گیری این زبان، تمام تجهیزات مورد آزمون قرار گرفته و تقویت شده هستند. فرد برای گریستن باید کنترل تنفس، فشار هوا، آواها و ماهیچه‌ها را هماهنگ کند و پیچیدگی‌های مری، حنجره و شکم را تحت کنترل درآورد. بدین ترتیب می‌توان گفت گریه بخشی از سیستم خود تنظیمی بدن است. با سرازیر شدن قطرات اشک، سیستم تنفسی فرد در مقابل عفونت مصونیت می‌یابد، غشای مخاطی بینی و گلو به واسطه ترشحات ضد باکتریایی نرم می‌شود و بعضی محققان با توجه به این فرآیند نتیجه‌گیری می‌کنند که هدف اصلی از گریستن، نرم کردن غشای مخاطی است که در زمان هق هق گریستن تخلیه می‌شود.

برخی محققان دیگر با این نظر مخالفت کرده‌اند و گفته‌اند که بیشتر گریه‌های آوایی با هق هق (تنفس نامنظم)‌ همراه نیست.

مردها چه زمانی می‌گریند؟
کلام اشک‌های مردان متفاوت است، اما شدت و معنای آن کمتر از اشک‌های زن‌ها نیست. مردها هم با گریه کردن احساساتشان را بیان می‌کنند و احساساتی که با گریه بروز می‌دهند، ناشی از درد نیست بلکه به منظور ابراز همدردی، غرور و شادی هم می‌تواند باشد.

روش‌‌هایی که مردها برای ابراز احساسات خود استفاده می‌کنند مشخص، هوشمندانه، متظاهرانه و مهار شده است اگرچه در گریستن خود کمتر تمایل به فریبکاری دارند. همچنین مردها بندرت و برای مدت زمان کوتاهی گریه می‌کنند و اشک چندانی هم نمی‌ریزند. آنها تقریبا بی‌صدا و در موقعیت‌های ویژه (فوت نزدیکان و یا خواندن دعای مذهبی)‌ گریه می‌کنند.

اصولا مردها شخصیت منحصر به فردی دارند. در بیشتر فرهنگ‌ها یک قالب مشخص برای آنها وجود دارد و نقش نان‌آور، مدافع، ورزشکار، شوهر، پدر و بازیکن تیم‌های ورزشی را ایفا می‌کنند و هنگام احساس غرور، شجاعت، وفاداری، پیروزی و شکست اشک از چشمان‌شان جاری می‌شود. مردها مایل نیستند درباره اشک‌هایشان سخن بگویند چرا که صحبت کردن درباره اشک‌های خود را عین کاهش نیروی خود می‌دانند. در حالی‌که بسیاری از زن‌ها با مشاهده گریه مردها در شرایط مختلف احساس همدردی می‌کنند، اما مردها در مقابل زن‌ها این عکس‌العمل را نشان نمی‌دهند. مردها گریستن زن‌ها را با دید بی‌طرفانه و حتی مثبت نگاه می‌کنند و به جای دلسوزی، گاهی احساس خشم می‌کنند. طی تحقیقی که درخصوص درک گریه‌های مختلف انجام شده، مشخص شد پدران هنگام مشاهده گریه فرزند خود علاوه بر این‌که حساسیت کمتری نشان می‌‌دهند در درون‌شان احساس ناآرامی زیادی می‌کنند. در میان پیام‌هایی که به مردها تقلین می‌شود یک پیام بسیار متضاد وجود دارد؛ حساس باش اما موفق. به عبارت دیگر، زن‌ها دوست دارند مردها مهربان، با عاطفه، با محبت و بااحساس باشند. در عین حال کسی را می‌خواهند که موفق، صاحب عنوان، قوی و متمول باشد. خصوصیاتی که برای موفق بودن مردی لازم است، دقیقا با خصوصیاتی که برای با عاطفه بودن مورد نظر است مغایرت دارد. بنابراین مردها این پیام را دریافت می‌کنند که در منزل آسیب‌پذیر و احساسی باشند، اما در محل کار خلاف این رفتار را عمل کنند.

مردها بندرت گریه می‌کنند، ولی هنگام گریستن با قدرت می‌گریند. به همین دلیل گریستن آنها افکار عمومی را تحت تاثیر قرار می‌دهد. ریچارد نیکسون زمانی که سناتور ایالت کالیفرنیا بود، به خاطر سلسله رسوایی‌هایی که در زندگی شغلی‌اش مرتکب شد و نام او در فهرست ثروتمند‌ترین افراد قرار گرفت، در سخنرانی معروف خود گریست و اعتراف کرد آنقدر فقیر بوده که معروفیت خود را فقط به خاطر یک کت و سگ به دست آورد. استیونسون از این عمل رقیب خود و متوسل شدن وی به گریستن بشدت عصبانی و مدعی شد هر کس گریه کند شایسته است به باد فراموشی سپرده شود. همین ارزیابی نادرست از گریستن باعث شد تا استیونسون از طرف مردم انتخاب شود و رای لازم را بیاورد.

قرن‌های متمادی مردها به مهار احساساتشان مباهات می‌کردند، اما اکنون این قوانین چنان تغییر کرد که مردانی که قادر به گریستن نباشند یا نخواهند گریه کنند به بی‌‌احساس بودن متهم می‌شوند. با وجود این، پیام‌های مختلفی از طریق گریستن منتقل می‌شود که باید به آنها توجه داشت: اگر مردی آشکارا و در حضور دیگران گریه کند، ممکن است او را موجودی بسیار احساساتی نگاه کنند. محدودیت‌هایی که مردها در ابراز احساسات خود به طور صادقانه و آشکارا احساس می‌کنند، آنها را در وضعیت نامساعدی قرار می‌دهد. در حال حاضر، مردها دوست دارند بیشتر گریه کنند و زن‌‌ها دوست دارند کمتر بگریند. مردها با جاری کردن اشک‌های خود یاد گرفته‌اند که آنها نیز می‌توانند بدون ذره‌ای احساس تاسف احساسات خود را آشکارا و صادقانه بروز دهند. همان‌طور که زن‌ها هم از مردها فرا گرفته‌اند برای اعتماد بخشیدن به ابراز احساسات‌شان چگونه در رویارویی با مشکلات، واکنش‌پذیری بیشتری داشته باشند.

چرا زن‌ها گریه می‌کنند؟
زنان راحت‌تر از مردان، گریه می‌کنند. زنان اغلب از نظر عاطفی، احساساتی‌ترند و آسان‌تر به گریه می‌افتند. احساسات در چهره زنان بیشتر از مردها موج می‌زند. آنها پیام‌های غیرکلامی خود را با مهارت انتقال می‌دهند، علاوه بر این، زن‌ها از روی اندک علائم بصری می‌توانند احساسات درونی دیگران را کشف کنند. این علائم وقتی با صوت و کلمات همراه می‌گردد، مهارت برقراری ارتباط برتر زن‌ها آشکارتر می‌شود. زمانی که دخترها و پسرها احساسات خود را بروز می‌دهند، ملزم به رعایت برخی قوانین هستند. مردها هنگام خشم، ترس خود را در ظاهر با بی‌رحمی و پرخاشگری بیان می‌کنند؛ در حالی که زن‌ها دوست دارند ترس را به درون خود بریزند و آن را در قالب گریستن بروز دهند. زن‌ها ۲ برابر بیشتر احتمال دارد که از مشکلات عصبی احساسی رنج ببرند و بیشتر از مردان از خدمات درمانگران استفاده کنند، آنها بیشتر تمایل دارند احساسات خود را آشکار کنند. از آنجا که زنان هنگام ترس و مواجهه با آسیب‌های اجتماعی نمی‌توانند واکنش پرخاشگرانه از خود نشان دهند، رنجش خود را با گریستن ابراز می‌کنند. به هر حال عمل گریستن، جای پرخاشگری و درون ریختن عصبانیت را نمی‌گیرد، بلکه عمق و قدرت‌ احساسات فرد را نشان می‌دهد؛ درخواست بی‌شائبه‌ای که دیگران، فرد را درک کنند. همان گونه که طبیعت زن با مرد متفاوت است، گریه آنها نیز متفاوت است.

هاچ شیلد،‌ احساساتی بودن را «ویژگی اصلی زنان» توصیف می‌کند. او معتقد است: زنان مراقب احساسات و کنترل‌کننده روابط خود هستند؛ تحقیق اخیری که درباره دلیل ازدواج‌های ناموفق انجام شده، نشان می‌دهد یکی از عوامل مهم در این مساله این است که زن‌ها در مراقبت احساسی سرمایه‌گذاری می‌کنند و از این که همیشه برای عمیق‌تر شدن سطح روابطشان، آغازکننده کلام بوده‌اند، خسته و بیمار می‌شوند و اینجاست که زندگی‌شان به آخر خط می‌رسد.

یکی از بحث‌های مورد مطالعه طی سال‌های طولانی، این است که چه عاملی بارزترین نقش را در تعیین رفتار انسان ایفا می‌کند، ژنتیک یا محیط اطراف؛ آیا زن‌ها به این دلیل بیشتر از مردها گریه می‌کنند که از نظر بیولوژیکی آمادگی بهتری برای این کار دارند یا به این دلیل است که از ابتدای زندگی آموخته‌اند که احساسات خود را ابراز کنند؛ در حالی که مردها فراگرفته‌اند احساسات خود را سرکوب کنند. به یقین روشن است که در هر دو موضع، این فرهنگ و طبیعت بوده‌ است که در روان گریستن زن‌ها نقش داشته‌اند. درباره شکاف عظیم میان چگونگی واکنش احساسی جنس مذکر و مونث علاوه بر تفاوت‌های فرهنگی، تفاوت‌های بیولوژیک هم دخالت دارند، توجه به سیستم فیزیولوژیک، کارکرد غدد درون‌ریز و فعل و انفعال مغز نیز مهم است. علاوه بر تفاوت در فعل و انفعالات مغز که مردها را برای خشمگین شدن و زن‌ها را برای گریستن مستعد می‌کند، تفاوت سطح هورمون‌ها هم در این مساله موثر است. همان طوری که تستوسترون مردها با عصبانی‌ شدن و خصومت شدید، بیشتر می‌شود، پرولاکتین زن‌ها هورمونی که برای تولید شیر لازم است‌ افزایش پیدا می‌کند و محرکی قوی برای جاری شدن اشک چشمان زن‌هاست. زن‌ها احتیاج شدید دارند که پرولاکتین اضافی را از بدن خود دفع کنند، چراکه بالا بودن سطح پرولاکتین به بدن آسیب می‌رساند. راه دفع مستقیم این هورمون‌ جدا از شیر دادن، گریستن است. در تایید بیشتر این نظریه، خانم‌های مسن تقریبا نمی‌توانند گریه کنند و حتی گرفتار شرایطی می‌شوند که «سندرم خشکی چشم» نامیده و پرولاکتین آنها متوقف می‌شود، یعنی در این شرایط، اشک چشمان آنها به اندازه کافی نیست. نتایج بعضی تحقیقات بیانگر این است که تکرار گریه‌های زنان در دوران قاعدگی، ۵ بار بیشتر می‌شود!

از قدیم، اعتقاد بر این بود که گریستن مخصوص زنان است، اما زن‌ها با قبول مسوولیت‌های زیاد و نقش‌هایی که پیش از آن به مردها واگذار شده، این روند را تغییر داده‌اند. هر چه براقتدار و مسوولیت زن‌ها افزوده می‌شود، انتظاراتی که از ابراز احساسات به اصطلاح مناسب آنها می‌رود، متفاوت می‌شود.

و اما در آخر…
کلام و زبان اشک‌ها، کلام صمیمیت است. جوهره اشک‌ها همان مایعی است که ۹۰ درصد بدن انسان و قسمت اعظم کره زمین را تشکیل داده است. اشک مایه حیات است.

قدرت هیچ چیز با تاثیر اشک‌ها برابر نیست. گریستن روان، تاثیرگذاری بیشتری بر افراد دارد. وقتی در ارتباط با دیگران، کلام اشک‌های آنها را درمی‌یابیم، این مساله بیشتر قابل تحسین است.

گردآوری: گروه سلامت سیمرغ
www.seemorgh.com/health
منبع: jamejamonline.ir

دروغ گفتن برای سلامتی شما مضر است!

اینکه به خودتان یا دیگران دروغ بگویید، سلامتی خود را تحت تاثیر قرار می‌دهید، در زمان حال یا مدتی دیرتر.

با خودتان رو راست باشید، بدانید که چه زمانی باید نه بگویید.

مقاله زیر را مطالعه کنید تا متوجه شوید که چرا صداقت بهترین روش است.

یک دوست صمیمی از شما دعوت می‌کند تا برای جشن تولد وی بروید. وقتی به تقویم نگاه می‌کنید، می‌بینید که همه روزها وقت شما پر است و در آن روز هم برنامه ریزی کرده‌اید، به جای اینکه صداقت داشته باشید، لبخند می‌زنید و دعوت او را قبول می‌کنید. برای خیلی از مردم، بزرگترین فاکتور استرس در زندگی تلاش آنها برای راضی نگه داشتن همه می‌باشد. این افراد سعی می‌کنند همه را خشنود کنند. این شیوه منجر به این می‌شود که به هر دعوتی پاسخ مثبت بدهند، تا جایی که دیگر وقت آزادی برای استراحت و تنها بودن آنها باقی نمی‌ماند. تنها مسئله‌ای که از این احساس توان فرسا حاصل می‌شود این است که زندگی از کنترل آنها خارج می‌شود. صادقانه با خود فکر کنید و آنچه را که واقعا در حد توان خود می‌دانید، انجام دهید و زمانی را هم برای خود ذخیره کنید. از نه گفتن نهراسید. هنگامیکه شما بدانید که چه موقع باید نه بگویید کنترل زندگی خود را دارید.

استرس و خطر سرطان

زمانی که فرد احساسات منفی خود را انکار می‌کند، دچار استرس می‌شود. این استرس به مرور سبب افزایش خطر بیماری مثل سرطان می‌شود. بیماران سرطانی بیشتر از سایر افراد دچار استرس‌های طولانی مدت می‌شوند، شامل افسردگی مزمن. علاوه بر این استرس طولانی مدت و بادوام، خیلی از بیماران سرطانی شخصیت نوع C دارند که با انکار و پنهان احساسات خود متمایز می‌شوند. مطالعات فراوانی حاکی از آن هستند که رابطه‌ای بین مغز و احساسات در دستگاه عصبی خودکار، سیستم ایمنی و درون ریز بدن وجود دارد. هر آنچه را می‌توانید در جهت ابراز احساسات خود و صادق بودن انجام دهید. از طریق تکنیک‌های تنفسی، فعالیت بدنی، نوشتن و صحبت کردن راجع به احساسات خود، استرس را از بین ببرید، با این شیوه خطر سرطان را کمتر می‌نمایید. صحبت کردن راجع به احساسات برای خیلی از افراد مشکل می‌باشد. بهترین راه برای خنثی سازی احساسات منفی، شناختن آنها می‌باشد. زمانی که صادقانه احساسات خود را اذعان می‌کنید، از بدن خود در مقابل این هورمون‌های مخرب استرس محافظت می‌کنید. احساسات را از قفسه سینه خود خارج کنید. زمانی که ناامید، غمگین و آزرده هستید، به دیگر افرادی که عامل آن بوده‌اند بفهمانید. زمانی که قصد دارید احساسات خود را منتقل سازید، صادقانه رفتار کنید، وقتی از کسی انتقاد می‌کنید، مهربان باشید، و زمان اظهار نظر صریح و قاطع باشید. آن زمانی که احساسات خود را اذعان می‌نمایید، کمتر باعث آزردگی خود می‌شوید. اما اگر احساسات خود را پنهان ساختید، همانند بمبی می‌شوید که هر زمان امکان منفجر شدن دارد. هر آنچه که در قلب خود پنهان ساخته‌اید را بیرون بریزید و از آرامش ذهن خود و فوایدی که حاصل می‌شود، لذت ببرید.

امیدوارم از این مقاله بهره کافی را برده باشید. نظرات خود را برای ما ارسال کنید.

تهیه و ترجمه: گروه سلامت سیمرغ
www.seemorgh.com/health
اختصاصی سیمرغ

آزمونی برای شناخت افراد بوسیله رفتارشان

آیا می دانید اگر شخصی با صدای بلند و گرم صحبت کند به گوش شما خوش می آید یا اگر شخصی از کلمات ادبی و متفاوت استفاده کند ، سایرین شیفته صحبت های او میشوند ؟

این مقاله حاصل تلاش آلبرت مقبانین در رابطه با حرکات و ژستهای متفاوت شما در شرایط مختلف می باشد . با پی بردن به این نشانه ها می توانید به سادگی متوجه شوید که در ذهن مخاطبتان چه می گذرد؟

صورت :

بعد از چشم ها تاثیر گذارترین نقطه در چهره هر شخص فیگور صورت می باشد . مثال :

در حین یک ملاقات برای اینکه نشان دهید از این ملاقات رضایت دارید، یک لبخند زیبا بر لب داشته باشید.

اما مواظب باشید در این کار افراط نکنید .

برای مثال: در تمام دقایق یک ملاقات نخندید ، اجازه دهید مخاطبتان چهره تان را بدون خنده نیز مشاهده کند .

چشم ها :

با کمک چشمهایتان می توانید یک رابطه مستقیم و آزاد را با مخاطب برقرار کنید .

به چشم های مخاطبتان نگاه کنید اما نه اینکه ذل بزنید و در تمام دقایق نگاه های او را دنبال کنید زیرا در این صورت دید مثبتی را از خود به طرف مقابلتان منتقل نمی کنید .

به طور نرمال و معمولی به چشم های طرف مقابل خود نگاه کنید .

هیچ گاه چشم هایتان را به زمین ندوزید یا اینکه به پاهای خود یا شخص مقابل ذل نزنید زیرا این کار بیانگر کمبود اعتماد به نفس و نمایانگر خجالتی بودن شماست .

حرکات متنوعی که با دستها انجام می شود:

دستها تنها نقاطی هستند که می توانند حرکات بسیاری را انجام دهند مثلا : حرکات تند و اضطراب آوری داشته باشند یا اینکه آرام باشند یا مدام باز و بسته شوند یا …..

افرادی که اضطراب و استرس زیادی دارند ، معمولا حرکات تند و سریعی را در دستهایشان می بینیم . شخصی که مدام انگشتان دستش را باز و بسته می کند نشانه بارزی از معذب بودن و کم رو بودن اوست.

حرکاتی که انجام می شود و نشان از خسته شدن مخاطب از صحبت های مطرح شده می باشد :

صحبتی در جریان است که برای شما جالب نیست اما بخاطر شرایطی که دارید نمی توانید آنجا را ترک کنید

مثال : شما در یک جلسه خسته کننده در محیط اداری خود هستید و بخاطر موقعیت شغلی خود مجبور به ماندن و گوش دادن به صحبت های رییس و همکاران خود هستید .چه حرکاتی را از خود بروز می دهید ؟ شما ناخودآگاه و به طور متناوب پاهای خود را تکان می دهید ، یا به طور ناخودآگاه به صورت شخصی ذل می زنید یا به پوشه ای که پیش رویتان است یا بطری آبی که کنارتان است یا …

اما موقعیت ایده آل در ملاقات ها چه حالتی است ؟ حالتی که خسته کننده و مضطرب به نظر نرسد؟

هنگامی که بر روی مبل یا صندلی می نشینید خود را رها نکنید بلکه حالت رسمی را حفظ کنید برای مثال یک پای خود را بر روی دیگری بندازید و با چهره ای معقول بنشینید نه چهره مضطرب یا کم رو . دستان خود را بر روی پاهای خود بگذارید تا از حالت آویزان بودن آنها جلوگیری کنید .

یا اگر برای این دیدار مضطرب هستید و دستان شما لرزش دارند ، لرزش دستان خود را از نگاه مخاطبتان مخفی کنید .

خیلی زود و سریع با مخاطب خود رابطه دوستانه ای برقرار نکنید حتی اگر او این رویه را در پیش گرفته باشد . با لحنی کاملا رسمی و مودبانه در طول ملاقات صحبت کنید .

فاصله ۶۰ سانتی متری را نیز حائل بین خود و شخص مقابل قرار دهید نه خیلی نزدیک او بنشینید نه خیلی دور .

اکنون به رفتارهای اغوا کننده می پردازیم :

اغوا کننده بدین معناست : شما با رفتاری که در پیش می گیرید قصد فریفتن شخص مقابلتان را دارید .

اگر یک خانم در جلسه ای حضور داشته باشد و تمایل به برقراری رابطه نزدیک تری با یکی از همکاران مرد خود داشته باشد ، رفتارهایی را انجام می دهد که باعث جلب نظر آن فرد و همینطور اغوا کردن او بیانجامد . برای مثال :

با موهای خود بازی می کند و به نوعی قصد نمایش دادن موهای خود را دارد و در حین این کار یک لبخند نیز بر لب دارد .

اگر می خواهید مدیر عامل خود را تحت تاثیر قرار دهید و توجه او را به خود جلب کنید در طول جلسه ای که رییس شما سخنرانی می کند تمام صحبت های او را با سر تایید کنید و در بعضی لحظه ها که جای صحبت وجود دارد با کلماتی مانند : دقیقا ، کاملا درست می فرماین ، من هم موافقم و کلماتی با این سبک نظر شخص مقابل را به خود جلب می کنید .

حرکاتی که شخص دروغگو از خود بروز می دهد :

شاید از سخنان و صحبت های شخص مقابلتان نتوانید تشخیص دهید که او براستی حقیقت را به شما می گوید یا خیر ؟

اما می توانید با کمی درایت از روی حرکات او به صحت گفته هایش پی ببرید ، اما چگونه؟

حرکات گفته شده در این قسمت با توجه به تحقیقات روان شناسان نوشته شده است :

* هنگامی که شخصی در حال دروغ گفتن است بی اختیار دستش را جلوی دهان خود می گیرد و شما تکان خوردن لب های او را به هنگام صحبت کردن نمی بینید طوری که انگار او می خواهد با دستش جلوی خروج کلمات را بگیرد . او مدام دستش را در موهای خود می کند ، یا با دست بینی اش را لمس می کند .

* اگر بر روی صندلی یا مبل نشسته باشد مدام تکان می خورد و جای خود را بر روی صندلی تغییر می دهد ، گاهی دست خود را روی دسته مبل می گذارد یا گاهی دست خود را روی پاهایش قرار می دهد و …

منبع:iran-forum.ir

دستهایتان چه شکلی هستند؟ + روان شناسی دستها

روان‌شـنـاسـی دســت‌ها
انسان بال ندارد برای پرواز و جای دو بال خدا به او دستانی داده که گاه می‌تواند در نم‌نم باران، رقص‌باد، جنگ با آب در دریای پرتلاطم به پروازشان دربیاورد. انسان بال ندارد و جای آن دستانی دارد برای نوازش دست دیگری، هر چند آن دست‌ها دست تنهای خودش باشد…

• دست‌های مشت، دست‌های باز:
دست‌هایی که گویی در آنها فنجان قرار دارد. (مشت‌های نیمه‌باز) سمبلی از ظرافت و حساسیت و عقیده ضعیف و شکننده و بخشندگی است. اگر محکم و مثل مشت باشد نشا‌ن‌دهنده ماده‌گرایی، مالکیت و آزمندی است. اگر دست‌ها در هم باشند نشان‌دهنده راحتی دست و اگر در هم فشرده باشند نشان‌دهنده استرس و اضطراب است.

فشردن دست‌ها در هم به معنی جلوگیری و مانع شدن هم هست. وقتی شخصی عصبانی است نشان‌دهنده جلوگیری از برخورد کردن است. وقتی یک دست مشت‌شده و دست‌ دیگر آن را به عقب نگه می‌دارد نشان‌دهنده این است که شخص مانع خود می‌شود که به دیگری ضربه بزند. وقتی کسی دروغ می‌گوید سعی می‌کند با این حالت دست‌هایش را کنترل کند.

• دست‌های کنترل‌گر:
وقتی کف دست را به به سمت پایین حرکت می‌دهیم،‌یک حرکت آمرانه است که مثلا از کسی می‌خواهیم انجام کاری را متوقف کند یا از او می‌خواهیم آرام باشد. وقتی کف دست را روبه‌رو نگه می‌داریم به این معنی است که نزدیک‌تر نیا.

• دست‌های غالب، دست‌های مهربان:
وقتی دستمان را بالا می‌بریم و محکم نگه می‌داریم و با دست دیگر فرد را در آغوش می‌گیریم یعنی اینکه من می‌گویم وقت رفتن است. (غلبه و تسلط) وقتی دستمان را با سرعت و مستمر تکان می‌دهیم، نشان‌دهنده علاقه و مهربانی است. وقتی دستمان را شل و خیلی کوتاه و سرد تکان می‌دهیم نشان‌ دهنده فرمانبرداری و تسلیم است.

• دست‌های پرخاشگر:
با کناره دست مثل چاقو عمل کردن و هوان را بریدن مثل حرکت کاراته، با کناره کف دست و به سمت پایین ضربه زدن یعنی بازداشتن دیگران از کاری. این عمل می‌تواند نشان‌دهنده پرخاش در بحث‌ها باشد.

• مشتی برای دعوا یا پیروزی:
مشت پرت کردن به طرف یکی می‌تواند به معنی تعرض به او باشد یا دعوت به دعوا. مشت را به سمت بالا بردن و ضربه زدن به هوا به معنی پیروزمندی است.

• دست‌های پوشاننده:
وقتی نخواهیم چیزی را بشنویم گوشمان را می‌گیریم وقتی نمی‌خواهیم ببینیم جلوی چشمان را می‌گیریم و وقتی می‌خواهیم حرفی بزنیم ولی مانعی وجود دارد جلوی دهانمان را می‌گیریم. وقتی موقع حرف‌زدن جلوی دهان را بگیریم به معنی دروغ گفتن می‌تواند باشد همچنین به معنی این است که از حرفمان مطمئن نیستیم. وقتی با دست روی قلبمان را می‌گیریم ممکن است نشان‌‌دهنده حمله قلبی باشد. گاهی با یک دست، دست دیگرمان را که مشت شده و تحت هیجان است را می‌پوشانیم.

• دست‌های رو:
دست باز و کشیده شده به سمت جلو به این معنی است که می‌خواهیم چیزی را به کسی بدهیم. یا نشان‌دهنده این است که چیزی برای مخفی کردن نداشته‌اید و شما همین هستید که نشان داده‌اید.

• دست‌های درخواست‌گر:
اگر کف دست بالا باشد و دست را جلو ببریم. به معنی طلب کردن صدقه است. اگر دست را ۴۵ درجه باز کنیم و کف دست به سمت‌ بالا باشد و سپس دستمان را به طرف جلو بکشیم یعنی از شخصی می‌خواهیم جلوتر بیاید. اگر کف دستمان را به هم بچسبانیم، شبیه دعا کردن مسیحی‌ها و جلو ببریم یعنی از کسی خواهش می‌‌کنیم که به ما صدمه نزد.

• دست‌های بهم ساییده:
به این معنی است که فرد از چیزی خوشحال است. اگر ساییدن به آهستگی و همراه با فکر کردن و لبخند باشد، به این معنی است که فرد در فکر حیله‌ای است و از سود آن خوشحال است. ساییدن صورت و مشخصا چانه به معنی فکر کردن سنجیده و تصمیم‌گیری است. وقتی قسمتی از بدن جراحت دیده است یا اینکه تحت تنش است.

• دست‌های متفکر:
وقتی انگشت‌ها مثل مناره به هم پرس می‌شوند ممکن است بعضی از انگشت‌ها درون هم پیچیده و بعضی از آنها به شکل مناره به هم متصل باشند. به معنی فکر کردن سنجیدن و تصمیم گرفتن است. گوش دادن به صحبت‌های دیگری و فکر کردن به آنها. اگر انگشت میانی به سر تکیه داده شود یا اینکه به دهان برود یعنی دارم فکر می‌کنم و آمادگی صحبت کردن را ندارم

• دست‌های پیشتیبان:
وقتی دست را تکیه‌گاه و پشتیبان سر قرار می‌دهیم و سر را به آن تکیه می‌‌دهیم و آرنج‌ها روی میز است، نشان دهنده این است که شخص خوابش می‌‌آید یا وقتی دست خیلی به آرامی سر را نگه داشته است و با انگشت‌ها چانه را لمس می‌کنیم و به فرد روبه‌رو نگاه می‌کنیم به این معنی است که به صورت من نگاه کن آیا زیبا نیست؟ و حالتی اغواکننده است. همچنین اگر سر به دست تکیه داده باشد یعنی شخص کسل‌تر است. اگر شخص به موضوع علاقه‌مند باشد سرش را کمتر تکیه می‌دهد.

• دست‌های پنهان:
دست به معنی ارتباط برقرارکردن است و پنهان کردن آن نشان‌دهنده عدم علاقه به ارتباط و همکاری است. همچنین نشان‌دهنده این است که شخص نمی‌خواهد حرف بزند چون می‌خواهد گوش دهد. همچنین می‌تواند نشان‌دهنده احساس آرامش و اینکه نیازی به حرف زدن نیست باشد.

• دست‌های نوازش‌گر:
لمس کردن می‌تواند تایید کردن خود باشد یعنی من اینجا هستم من واقعی هستم و من خوبم و این حالتی است به معنی کاهش دادن نگرانی‌‌ها از دنیای بیرونی و دنیای درون. در لحظات احساسی مثل نوازش کردن فرزند هم به معنی مهربانی و عشق است. می‌تواند به معنی تنبیه هم باشد مثل سیلی زدن. یا به معنی اثبات دوستی وقتی شانه‌های کسی را لمس می‌کنیم یعنی به او قدرت و اختیار می‌دهیم و وقتی بازوی او را لمس می‌کنیم یعنی با او احساس همدردی می‌کنیم.

• دست‌های پرستش‌گر:
وقتی دست به لباس خود می‌کشیم یعنی اینکه خودمان را جذاب‌تر می‌کنیم علامت می‌فرستیم که «آیا من زیبا نیستم؟» و همچنین یعنی مرا دوست داشته باش. وقتی با انگشت مثلا ذره‌ای را از روی لباس فردی پرت می‌کنیم به معنی عدم تایید اوست.
www.seemorgh.com/health
منبع : salamat.ir

نحوه دست دادن و شخصیت افراد

By · شهریور ۲, ۱۳۹۰ · Filed in زبان بدن (رفتار غیر کلامی), مقالات · No Comments »

گاهی اوقات می توان از نحوه دست دادن و حرکات دست افراد نشانه هایی از شخصیت آنها را یافت که در موارد زیر این نشانه ها را بررسی می کنیم .

دست دادن محکم:
فردی که دستش را دراز کرده و سپس دستانش را به طریقی می چرخاند که دستش بالا و کف دستش پایین قرار می گیرد، سعی در توفق و برتری جویی دارد. این نوع دست دادن اغلب اوقات در موقعیت های سیاسی و دیپلماتیک کاربرد دارد.

دست دادن بسیار محکم:

نشانگر شور و اشتیاق و سلطه گری است. بی تردید میتوان فهمید چه کسی اینجا فرمان میدهد.

دست دادن شل:

فردی که تنها انگشتان دستش را دراز میکند و یا دستهایش مانند ماهی شل است، می گوید: مایل نیستم به من دست بزنید، من صمیمیت را دوست ندارم. همچنین آن نشانه ضعف، انقیاد و مطیع و تسلیم بودن نیز میباشد. هر گاه آقایی در یک موقعیت کاری از این دست دادن استفاده میکند امکان دارد چنین برساند که قصد دارد مخفیانه اعمال نفوذ در موقعیت نماید.

دست دادن با هر دو دست:

هرگاه از دست چپ برای در برگرفتن و پوشاندن دستهای فشرده شده استفاده گردد، دست دادن دستکش وار نامیده شده و راستی و صمیمیت زیاد را می رساند مانند یک در آغوش گرفتن کوچک و ظریف.

حرکت انگشت:

ضربه آهسته، مضراب زدن و یا ریتم یکنواختی را با انگشتان نواختن، دلالت بر بی تابی و ناشکیبایی دارد. یک حرکت نمادین گریز میباشد. انگشتان عمل راه رفتن را گرچه بدن بی حرکت است انجام میدهند.

دستهای پنهان:

این ژست مرموز و آب زیر کاهانه است. فرد میگوید: مایل به گفتگو با شما نمیباشم. خصوصا در مورد دستهایی که عمیقا در جیب ها فرو شده باشد جایی که برای تماس و گرفتن دست و یا هر گونه رابطه صمیمانه وجود نخواهد داشت.

دستها به روی زانو:

وقتی کف دستها به طرف بالا باشد، شخص گشاده رو و پذیرا می باشد. وقتی کف دستها پایین باشد ممکن است پای فریبکاری و تعرض در میان باشد.

مناره کردن انگشتان:

هنگامی که فردی انگشتان خود را به هم فشرده و چانه و دهان را روی سر انگشتان قرار میدهد نشانگر تفکر عمیق است. مانند زمانی که شخص به امید شنیدن جواب می باشد. همچنین حایلی است برای محافظت کردن از قفسه سینه، پایین صورت و دهان.

مشت پوشیده شده با دست باز:

فرد در این حالت خشمگین است اما می کوشد که آرام بماند. به اصطلاح خود را کنترل کند.اما مراقب این فرد باشید چون امکان دارد هر موضوع کوچکی منجر به آن گردد که کنترلش را از دست بدهد.

پرتاب دست:

شخصی که می خواهد عقایدش را به اجبار تحمیل کند ممکن است دستش را بطرف شنونده و جلو پرتاب کند. درحالت پرخاشگرانه خفیفتر تنها از انگشتان استفاده میگردد.

قلاب کردن دستها پشت سر:

این یک ژست متکبرانه میباشد. خصوصا زمانی که فرد به عقب تکیه داده باشد. او میگوید: من آنقدر بر شما سلطه دارم که نیاز به دفاع کردن از خودم ندارم.

بازی کردن با حلقه ازدواج:

این علامت عصبی بودن و نشانگر آن است که مشکلی در ارتباط وجود دارد. خصوصا زمانی که فرد همزمان در مورد همسرش در حال صحبت کردن میباشد.

تکان بیقرار دستها:

این تلاش بدن برای رهایی می باشد. هورمون آدرنالین در حال ترشح شدن است اما فرد نمی داند چگونه رهایی یابد. کلنجار رفتن با سر آستین پیراهن و یا جواهر آلات روی مچ به دیگران میگوید که: شما احتیاج به توجه دارید. در کافه این عمل جایز و مناسب است اما در جلسات کاری منحرف کننده و موجب حواس پرتی میگردد.

دست زدن به کراوات:

این رفتار مردانه می گوید:می خواهم تاثیر خوبی از خودم بجا بگذارم. این روش اوست که می خواهد به شما بفهماند شدیدا” در تلاش است تا خوشنودتان سازد.

دست کشیدن در میان موها:

وقتی افراد نمی دانند چه چیز باید بگویند اغلب اوقات دستشان را میان موها می کشند. ناظری که قادر است زبان بدن را متوجه شود آگاه است که فرد در مورد کاری که می خواهد انجام دهد و یا چیزی که میخواهد بگوید تردید دارد.

تهیه و تنظیم : پایگاه تکناز